display result search
منو

باد آباد

  • 6 قطعه
  • 4':19" مدت زمان
  • 19 دریافت شده
موسیقی میهنی و حماسی ساخته میدیا فرج نژاد اجرای گروه سواران و هم نوازان پژواک
گروه سواران:
شروین مهاجر (کمانچه)
رابعه زند (قانون)
کامران منتظری (تمبک)
زکریا یوسفی (دف)
سحر محمدی (همخوان)
میدیا فرج‌ نژاد (سرپرست گروه و نوازنده تار)
همنوازان پژواک:
رحمت حامدی (دمام)
فرزاد صابری (ضرب زورخانه)
آریا فرج نژاد (بندیر)
شایان ریاحی (کنگا، کاخون)
افشین بابایی (کوزه، دایره)

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 7:47
    غزل در نزد من هر چند جان شعر ایرانی ست تغزل در چنین ایام اما راوی ما نیست تغزل لهجه ی عشق است و با هر گویشی گویاست بدا در میهنم اینک صدای عشق جاری نیست ندیدی یا نه، در تصویر ها دیدی مباد اما ببینی او که روزی هم خروش ات بود حالا نیست ببینی روبرویت ایستاده با نگاهی گنگ و در پشت نقابش هیچ ازآن ایام پیدا نیست و تو شک کرده ای بر دیده ات در خویش می گویی زبانم لال آیا اوست آیا هست آیا نیست مبادا یا نه، هر چه بادا باد فرقش چیست زمان شرمساری چشم ها وقتی که بینا نیست غزل می ماند و فصل تغزل می رسد حیفا نگاهی که برایش فرصت دیدار فردا نیست (محمدعلی بهمنی)
  • 6:44
    اگر تو فارغی از حال دوستان یارا فراغت از تو میسر نمی‌شود ما را تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش بیان کند که چه بودست ناشکیبا را هنوز با همه دردم امید درمانست که آخری بود آخر شبان یلدا را نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی چو دل به عشق دهی دلبران یغما را (سعدی)
  • 5:42
    نفسم را پر پرواز از توست به دماوند تو سوگند که گر بگشایند بند از بندم ببینند که آواز از توست همه اجزایم با مهر تو آمییخته است همه ذراتم با جان تو آمیخته با خون پاکم که در آن عشق تو می جوشد وبس تا تو آزاد بمانی به زمین ریخته باد (فریدون مشیری)
  • 4:03
    عزیزم پاک کن از چهره اشکت را ز جا برخیز تو در من زنده ای من در تو ما هرگز نمی میریم من و تو با هزاران دگر این راه را دنبال می گیریم از آن ماست پیروزی از آن ماست فردا با همه شادی و بهروزی عزیزم کار دنیا رو به آبادی ست و هر لاله که از خون شهیدان می دمد امروز نوید روز آزادی ست (هوشنگ ابتهاج)
  • 3:14
    نوازنده قانون: رابعه زند
  • 4:19
    چند این شب و خاموشی وقت است که برخیزم وین آتش خندان را با صبح برانگیزم گر سوختنم باید افروختنم باید ای عشق بزن در من کز شعله نپرهیزم چون کوه نشستم من با تاب و تب پنهان صد زلزله برخیزد آنگاه که برخیزم برخیزم و بگشایم بند از دل پر آتش وین سیل گدازان را از سینه فروریزم چون گریه گلو گیرد از ابر فرو بارم چون خشم رخ افروزد در صاعقه آویزم (هوشنگ ابتهاج)

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی