display result search
منو

وطن

  • 9 قطعه
  • 5':48" مدت زمان
  • 85 دریافت شده
چند تصنیف میهنی اجرای گروه قمر
اعضای گروه قمر
بهزاد رواقی (نوازنده تار)
شاهین صفایی (نوازنده تار و بم تار)
نسیم اربابی (نوازنده کمانچه)
علیرضا گرانفر (نوازنده سنتور)
امین گلستانی (نوازنده عود)
شهریار نظری (نوازنده دف)
فرهاد صفری (نوازنده تنبک)
حسین محمد حسینی (نوازنده نی)
نوید دهقان (سرپرست گروه و نوازنده کمانچه)

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 7:16
    بهار آمد بهار آمد بیا تا داد عمر رفته بستانیم به پای سرو آزادی به پای سرو آزدی سر و دستی سر و دستی برافشانیم سحر کز باغ پیروزی نسیم آرزو خیزد چه پرچم های گلگون کاندر آن شادی برقصانیم به دست رنج هر ناممکنی ممکن شود آری نسیم عطر گردان بوی خون عاشقان دارد بیا تا عطر این گل در مشام جان بگردانیم به عهد گل زبان سوسن آزاد بگشاییم که ما خود درد این خون خوردن خاموش می‌ دانیم شقایق خوش رهی در پرده ی خون می‌ زند سایه چه بی ‌راهیم اگر همخوانی این نغمه نتوانیم (هوشنگ ابتهاج)
  • 8:14
    جان بی جمال جانان میل جهان ندارد هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد با هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدم یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است دردا که این معما شرح و بیان ندارد (حافظ)
  • 5:36
    بوی گل نرگس نه که بوی خوش عید است شو پنجره بگشا که نسیم است و نوید است رو خار غم از دل بکن ای دوست که نوروز هنگام درخشیدن گل های امید است بر لاله ی از برف برون آمده بنگر چون روی تو کز بوسه ی من سرخ و سفید است با نقل و نبیدم نبود کار که امروز روی تو مرا عید و لبت نقل و نبید است گر با دل خونین لب خندان بپسندی با من بزن این جام که ایام سعید است (فریدون مشیری)
  • 3:11
    دستگاه شور
  • 6:00
    بوی گل نرگس نه که بوی خوش عید است شو پنجره بگشا که نسیم است و نوید است رو خار غم از دل بکن ای دوست که نوروز هنگام درخشیدن گل های امید است بر لاله ی از برف برون آمده بنگر چون روی تو کز بوسه ی من سرخ و سفید است با نقل و نبیدم نبود کار که امروز روی تو مرا عید و لبت نقل و نبید است گر با دل خونین لب خندان بپسندی با من بزن این جام که ایام سعید است (رهی معیری)
  • 2:23
    دشتی
  • 7:07
    بده بدبد بده بدبد... چه امیدی چه ایمانی کرک جان خوب می خوانی من این آواز پاکت را دراین غمگین خراب آباد چو بوی بال های سوخته ات پرواز خواهم داد گرت دستی دهد با خویش در دنجی فراهم باش بخوان آواز تلخت را ولیکن دل به غم مسپار کرک جان ! بنده ی دم باش بده بدبد... راه هر پیک و پیغام خبر بسته ست نه تنها بال و پر بال نظر بسته ست قفس تنگ است و در بسته ست کرک جان ! راست گفتی خوب خواندی ناز آوازت من این آواز تلخت را بده بدبد... دروغین بود هم لبخند و هم سوگند دروغین است هر سوگند و هر لبخند و حتی دلنشین آواز جفت تشنه ی پیوند من این غمگین سرودت را هم آواز پرستوهای آه خویشتن پرواز خواهم داد به شهر آواز خواهم داد بده بد بد چه پیوندی چه پیمانی کرک جان خوب می خوانی خوشا با خود نشستن نرم نرمک اشکی افشاندن زدن پیمانه ای دور از حریفان هر شبی کنج شبستانی کرک جان خوب می خوانی (م. امید)
  • 0:57
  • 5:48
    وطن! وطن! نظر فکن به ‌من که من به هر کجا غریب‌ وار که زیر آسمان دیگری غنوده ‌ام همیشه با تو بوده ‌ام، همیشه با تو بوده‌ ام اگر که حال پرسی ‌ام تو نیک می شناسی‌ ام من از درون قصّه ‌ها و غصّه ‌ها برآمدم چه غمگنانه سال‌ ها که بال ‌ها زدم به روی بحر بی‌ کناره ‌ات که در خروش آمدی به جنب و جوش آمدی به اوج رفت موج ‌های تو که یاد باد اوج ‌های تو کنون اگر که خنجری میان کتف خسته‌ ام اگر که ایستاده ‌ام و یا ز پا فتاده ‌ام برای تو، به راه تو شکسته ‌ام سپاه عشق در پی است شرار و شور کارساز با وی است دریچه‌ های قلب باز کن سرود شب شکاف آن ز چار سوی این جهان کنون به گوش می رسد من این سرود ناشنیده را به خون خود سروده ‌ام وطن! وطن! تو سبز جاودان بمان که من پرنده ‌ای مهاجرم که از فراز باغ با صفای تو به دور دست مه گرفته پر گشوده ‌ام (سیاوش کسرایی)

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی