موسیقی دستگاهی
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
4:15کنون نوروز و هنگام بهار است شراب لاله تن جای بهار است ز سردی های خاک تیره بگذر زمستان رفت و هنگام بهار است نگه کن تیره سرمای زمستان اسیر و خسته در دام بهار است نشاط و مستی و شور جوانی همه آهنگ و پیغام بهار است بهار عشق من بودی و رفتی چه کوته عمر و فرجام بهار است نشاط و مستی و شور جوانی همه آهنگ و پیغام بهار است اسماعیل اکبری مهر
-
9:07امشب ای ماه به درد دل من تسکینی آخر ای ماه تو هم درد من مسکینی کاهش عمر تو من دارم و من می دانم که تو از دوری خورشید چه ها می بینی تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من سر راهت ننهادی به سر بالینی نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید چه کند شکوه ز هجران لب شیرینی هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک تو هم ای دامن مهتاب ، پر از پروینی همه در چشمه ی مهتاب غم از دل شویند امشب ای ماه تو هم از طالع من غمگینی محمدحسین شهریار
-
10:35زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست صحنه پیوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد ژاله اصفهانی بود آیا که در میکده ها بگشایند گره از کار فرو بسته ی ما بگشایند اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند حافظ
-
2:31نوازنده ی تار : کیوان ساکت
-
9:57ای همه گل های از سرما کبود خنده هاتان خنده هاتان را که از لب ها ربود مهر هرگز این چنین غمگین نتافت باغ هرگز این چنین تنها نبود روزگاری شام غمگین خزان خوش تر از صبح بهاران می نمود این زمان حال شما ، حال من است ای همه گل های از سرما کبود فریدون مشیری دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم از چه با دشمن جانم شده ام دوست ، ندانم غمم این است که چون ماه نو انگشت نمایی ور نه غم نیست که در عشق تو رسوای جهانم عماد خراسانی
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
