موسیقی دستگاهی
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
5:06من اینجا تا نفس باقیست میمانم من از اینجا چه میخواهم نمیدانم من اینجا ریشه در خاکم من اینجا عاشق این خاک از آلودگی پاکم تو را از نیمه ره برگشتن یاران تو را تزویر غمخواران ز پا افکند من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی گل بر می افشانم (فریدون مشیری)
-
4:04
-
3:13
-
4:53تا انتهای مبهم آهم نمی رسی افسوس هرگز به طعنه های نگاهم نمی رسی افسوس چشمت غروب خسته یک آسمان مغبوط است هرگز به روشنایی شب ماهم نمی رسی افسوس انگار واژه ها همه طعم کنایه داشت وقتی که قصه ها همه بوی گلایه داشت وقتی که زخم من میان مرهم تو داد می کشید در چشم تو سکوت وسوسه فریاد می کشید اینک منم که از تحمل ماندن گریخته مرداب هر چه مانده به دریا نریخته (افشین یداللهی)
-
3:10
-
9:04آنقدر به زندان جنون نعره کشیدیم تا دام شکستیم و از این بند رهیدیم آنقدر شکستیم در آیینهی اوهام تا در شب حیرانی خود خانه گزیدیم یک عمر چو خاکستر پیغام دل خویش با باد دویدیم و به جایی نرسیدیم تقدیر به گمراهی ما راه گشوده ست اشکیم که از چشم نظر تنگ چکیدیم (مهدی ستایشگر)
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
