display result search
منو

حریق خزان

  • 5 قطعه
  • 4':55" مدت زمان
  • 128 دریافت شده
موسیقی دستگاهی

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 8:32
    باز آ دلبرا که دلم بی قرار توست وین جان بر لب آمده در انتظار توست در دست این خمار غمم هیچ چاره نیست جز باده ای که در قدح غمگسار توست ساقی به دست باش که این مست می پرست چون خم ز پا نشست و هنوزش خمار توست هر سوی موج فتنه گرفته ست و زین میان آسایشی که هست مرا در کنار توست سیری مباد سوخته ی تشنه کام را تا جرعه نوش چشمه ی شیرین گوار توست بی چاره دل که غارت عشقش به باد داد ای دیده خون ببار که این فتنه کار توست هرگز ز دل امید گل آوردنم نرفت این شاخ خشک زنده به بوی بهار توست ای سایه صبر کن که برآید به کام دل آن آرزو که در دل امیدوار توست هوشنگ ابتهاج
  • 5:50
    چه غم دارد ز خاموشی درون شعله پروردم که صد خورشید آتش برده از خاکستر سردم به بادم دادی و شادی ، بیا ای شب تماشا کن که دشت آسمان دریای آتش گشته از گردم شرارانگیز و طوفانی ، هوایی در این گرداب می گردم به شوق لغل جان بخشی که درمان جهان با اوست چه طوفان می کند این موج خون در جان پردردم در آن شب های طوفانی که عالم زیر و رو می شد نهانی شب چراغ عشق را در سینه پروردم هوشنگ ابتهاج
  • 4:29
    همه می پرسند ، چیست در زمزمه ی مبهم آب چیست در همهمه ی دلکش برگ چیست در بازی آن ابر سپید روی این آبی آرام بلند که تو را می برد این گونه به ژرفای خیال نه به ابر نه به آب نه به برگ ، نه به این آبی آرام بلند من به این جمله نمی اندیشم من به تو می اندیشم ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم به تو می اندیشم به تو می اندیشم تو بدان این را تنها تو بدان تو بمان با من تنها تو بمان قصه ی ابر هوا را تو بخوان در دل ساغر هستی تو بجوش من همین یک نفس از جرعه ی جانم باقی ست آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش فریدون مشیری
  • 3:51
  • 4:55

مشخصات موسیقی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی