آلبوم موسیقی دستگاهی ساخته نگار دستمالچی، 1393
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
4:15
-
1:34درآمد نوا
-
8:40آن روز که جانم ره کیوان گیرد اجزای تنم خاک پریشان گیرد بر خاک بانگشت تو بنویس که خیز تا برجهم از خاک و تنم جان گیرد (مولوی)
-
4:56ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان در گوش جانم می رسد طبل رحیل از آسمان این بانگ ها از پیش و پس بانگ رحیل است و جرس هر لحظه ای نفس و نفس سر می کشد در لامکان زین شمع های سرنگون زین پرده های نیلگون خلقی عجب آید برون تا غیب ها گردد عیانچ ای دل سوی دلدار شو ای یار سوی یار شو ای پاسبان بیدار شو خفته نشاید پاسبان
-
6:20نوازنده سنتور نگار دستمالچی
-
5:09از خانه بیرون می زنم، در زیر باران تا بفکنم، در کوچه ای، بی صبری ام را بردارم از دوش این گلیم ابری ام را تا چشم چشمایی کند ابر است وباران بارانی از آن بی شکیبان، سوگواران ازکوچه بر می گردم و این ابر بی صبر با گام من، همراه من، ره می سپارد در خویش می گریم شگفتا: " این چه جادوست ابری که خاموشانه بر ابری ببارد."
-
5:53عمریست ندیدهایم گلزار ترا وان نرگس پرخمار خمار ترا پنهانشدهای ز خلق مانند وفا دیریست ندیدهایم رخسار ترا
-
5:54چه بویست این چه بویست این مگر آن یار میآید مگر آن یار گل رخسار از آن گلزار میآید چه نورست این چه تابست این چه ماه و آفتابست این مگر آن یار خلوت جو ز کوه و غار میآید سبوی می چه میجویی دهانش را چه میبویی تو پنداری که او چون تو از این خمار میآید چه خورد این دل در آن محفل که همچون مست اندر گل از آن میخانه چون مستان چه ناهموار میآید همه چون نقش دیواریم و جنبان میشویم آن دم که نور نقش بند ما بر این دیوار میآید
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
