display result search
منو

سوگواران خاموش

  • 6 قطعه
  • 2':22" مدت زمان
  • 119 دریافت شده
آلبومی با آهنگسازی پژمان طاهری و درویش خان و صدای علیرضا قربان
سنتور: پژمان طاهری، تار: حمید خبازی، نی: اسحاق چگینی، عود: نوشین پاسدار، کمانچه: سامان صمیمی، سهیل صادقی، تنبک و دایره: رشید کاکاوند، سه تار: اردوان طاهری

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 7:49
    آن روز خوش کجاست که از طالع بلند بر هر کرانه پرتو مهرش بگستریم بی روشنی پدید نیاید بهای در در ظلمت زمانه که داند چه گوهریم آن لعل را که خاتم خورشید نقش اوست دستی به خون دل ببریم و بر آوریم ماییم سایه کز تک این دره ی کبود خورشید را به قله ی زرفام می بریم هوشنگ ابتهاج
  • 8:16
    بگذار تا ازین شب دشوار بگذریم آنگه چه مژده‌ها که به بام سحر بریم رود رونده سینه و سر می‌زند به سنگ یعنی بیا که ره بگشاییم و بگذریم لعلی چکیده از دل ما بود و یاوه گشت خون می‌خوریم باز که بازش بپروریم دریاب بال خسته‌ی جویندگان که ما در اوج آرزو به هوای تو می‌پریم هوشنگ ابتهاج
  • 3:32
    ایران ـ هنگام کار است برخیز و ببین - ایران بختت در انتظار است از پا منشین - ایران از جور فراوان هر گوشه شوری بپاست خون‌ها شده پامال و آزادیش خونبهاست خدا ز درد و غم رهاند ما را خدا به کام دل رساند ما را دور جهان نگر که چه غوغا خواهد کرد که چه غوغا خواهد کرد حب وطن نگر که چه با ما خواهد کرد که چه با ما خواهد کرد آه چه محنت‌ها که کشیدی ایران آه به کام دل نرسیدی‌، جز غم ندیدی ایران تاکی به دل جوانی نکنم به عادت پیران جامی بده به یاد وطنم -‌ سلامت ایران ایران‌، تا ز دل برکشم نعره? آزادی ملک الشعرای بهار
  • 7:49
    آن روز خوش کجاست که از طالع بلند بر هر کرانه پرتو مهرش بگستریم بی روشنی پدید نیاید بهای در در ظلمت زمانه که داند چه گوهریم آن لعل را که خاتم خورشید نقش اوست دستی به خون دل ببریم و بر آوریم ماییم سایه کز تک این دره ی کبود خورشید را به قله ی زرفام می بریم هوشنگ ابتهاج
  • 4:37
    مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم مستانه در این گوشه ی میخانه بمیرم درویشم و بگذار قلندر منشانه کاکل همه افشان بسر شانه بمیرم من دُر یتیمم، صدفم سینه ی دریاست بگذار یتیمانه ودُردانه بمیرم بیگانه شمردند مرا در وطن خویش تا بی وطن و از همه بیگانه بمیرم سرباز جهادم من و از جبهه ی احرار انصاف کجا رفته که در خانه بمیرم من بلبل عشاق به دامی نشوم رام در دام تو هم بی طمع دانه بمیرم در زندگی افسانه شدم در همه آفاق بگذار که در مرگ هم افسانه بمیرم شهریار
  • 2:22
    در پهنه دشت رهنوردی پیداست وندر پی آن قافله، گردی پیداست فریاد زدم- "دوباره دیداری هست؟" در چشم ستاره اشک سردی پیداست فریدون مشیری

مشخصات موسیقی

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی