display result search
منو

ناز نگاه

  • 11 قطعه
  • 6':56" مدت زمان
  • 8694 دریافت شده
موسیقی دستگاهی
نوازنده ی تار : حمید شجاعی
نوازنده ی تنبک : کامبیز گنجه ای
نوازنده ی بربط : فرامرز گرمرودی

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • ساقیا جرعه ای می به جان ما کن با شکر خنده ای کام ما روا کن چهره تو یاد آردم باغ ارغوان را باده تو باز آردم راحت روان را شادی تو می نوشم کیمیای جان را ای دریغ ازاین عمر که بی روی بگذشت ای دریغ از این دم که بیهوده هدر گشت چهره ی تو یاد آردم باغ ارغوان را باده ی تو باز آردم راحت روان را شادی تو می نوشدم کیمیای جان را می زند راه من چشم دل سیاهت جان و دل می دهم ناز یک نگاهت بیا تا دمی بشنوی شور و حال ما را مگر یک نظر بنگری سوی ما خدا را چهره ی تو یاد آردم باغ ارغوان را باده ی تو باز آردم راحت روان را شادی تو می نوشم کیمیای جان را جان ما به پای جانانه بیانداز راه ما به کوی میخانه بیانداز از عشقش سرمستم سرشادم من تا هستم می زند راه من چشم دل سیاهت جان و دل می دهم ناز یک نگاهت بیا تا دمی بشنوی شور و حال ما را مگر یک نظر بنگری سوی ما خدا را چهره ی تو یاد آردم باغ ارغوان را باده ی تو باز آردم راحت روان را شادی تو می نوشدم کیمیای جان را فریدون مشیری
  • عاشق شدم و محرم این کار ندارم فریاد که غم دارم و غم خوار ندارم بسیار شدم عاشق دیوانه از پیش آن صبر که هر بار بد این بار ندارم امیرخسرو دهلوی
  • دل پر ز غم و غصه ی هجر است ولیکن از تنگ دلی طاقت گفتار ندارم امیرخسرو دهلوی
  • چون راز برون نایدم از پرده که هر چند گویند مرا گریه نگهدار ندارم خون شد دل خسرو ز نگهداشتن راز چون هیچ کسی محرم اسرار ندارم امیرخسرو دهلوی
  • دل از من برد و روی از من نهان کرد خدا را با که این بازی توان کرد شب تنهاییم در قصد جان بود خیالش لطف‌ های بی‌ کران کرد چرا چون لاله خونین دل نباشم که با ما نرگس او سرگران کرد که را گویم که با این درد جان سوز طبیبم قصد جان ناتوان کرد بدان سان سوخت چون شمعم که بر من صراحی گریه و بربط فغان کرد عدو با جان حافظ آن نکردی که تیر چشم آن ابرو کمان کرد حافظ
  • ای که بر انداختی صحبت اهل وفا مجلس صاحبدلان بی تو ندارد صفا حال دل ریش ما پیش تو پوشیده نیست واقف رازی ولی فارغی از حال ما در قدح بی دلان زهر غمت نوش ناب در نظر عاشقان خاک رهت توتیا کوی خرابات نیست منزل اهل صلاح شاهد و می از کجا ، گوشه نشین از کجا عاشق دیوانه ام ، خدا ، عاشق دیوانه ام ساکن میخانه ام ، حبیب ، ساکن میخانه ام از همه بیگانه ام ، تا تو شدی آشنا جور گذشت از حساب ، بیش ندارم شکیب چند تواند کشید ، عاشق بی دل جفا عماد کرمانی
  • تکنوازی بربط
  • دلم در عاشقی آواره شد ، آواره تر بادا تنم از بی‌ دلی بیچاره شد بیچاره تر بادا رخت تازه است و بهر مردن خود تازه تر خواهم دلت خاره‌ ست و بهر کشتن من خاره تر بادا گر ای زاهد دعای خیر می گویی مرا این گو که آن آواره از کوی بتان آواره تر بادا دل من پاره گشت از غم نه زان گونه که به گردد و گر جانان بدین شادست یارب پاره تر بادا همه گویند کز خون‌ خواریش خلقی به جان آمد من این گویم که بهر جان من خون خواره تر بادا امیرخسرو دهلوی دانل
  • ساقیا بده جامی ، زان شراب روحانی تا دمی برآسایم زین حجاب جسمانی بهر امتحان ای دوست ، گر طلب کنی جان را آن چنان برافشانم ، کز طلب خجل مانی بی‌ وفا نگار من ، می‌ کند به کار من خنده‌ های زیر لب ، عشوه‌ های پنهانی خانه ی دل ما را از کرم ، عمارت کن پیش از آن که این خانه رو نهد به ویرانی بی‌ وفا نگار من ، می‌ کند به کار من خنده‌ های زیر لب ، عشوه‌ های پنهانی شیخ بهایی

مشخصات موسیقی

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

  • کاربر مهمان
    افتخاری ارغوان
  • کاربر مهمان
    به به عالی آدم از زمین جدا میشود 🌹
  • کاربر مهمان
    ملکوتی

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی