display result search
منو

اشتیاق

  • 5 قطعه
  • 13':08" مدت زمان
  • 4140 دریافت شده
موسیقی دستگاهی
نوازنده ی تار : شهریار فریوسفی
نوازنده ی قانون : پریچهره خواجه
نوازنده ی ابوا : حسین تاجیک
نوازنده ی کلارینت : سعید اتوت
نوازنده ی فلوت : شهرام رکوعی
نوازنده ی تیمپانی : محمود منتظم

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی آهنگ اشتیاق دلی درد مند را شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق آزار این رمیده ی سر در کمند را بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت اندوه چیست ، عشق کدامست ، غم کجاست بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان عمری ست در هوای تو از آشیان جداست بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب بیمار خنده های توام ، بیشتر بخند خورشید آرزوی منی ، گرم تر بتاب فریدون مشیری
  • من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد همه اندیشه ام اندیشه ی فرداست وجودم از تمنای تو سرشار است زمان در بستر شب خواب و بیدار است هوا آرام ، شب خاموش ، راه آسمان ها باز خیالم چون کبوترهای وحشی می کند پرواز رود آن جا که می بافند کولی های جادو گیسوی شب را همان جاها که شب ها در رواق کهکشان ها ، عود می سوزند همین فردای افزون ریز و رویایی همین فردا که راه خواب من بسته است همین فردا که ما را روز دیدار است همین فردا که ما را روز آغوش و نوازش هاست به هر سو چشم من رو می کند ، فرداست من آن جا چشم در راه تو ام ناگاه تو را از دور می بینم که می آیی به هر سو چشم من رو می کند فرداست تو را از دور می بینم که می آیی تو را از دور می بینم که می خندی تو را از دور می بینم که می خندی و می آیی تو را در بازوان خویش خواهم دید سرشک اشتیاقم شبنم گلبرگ رخسار تو خواهد شد تبسم های شیرین تو را با بوسه خواهم چید وگر بختم کند یاری ، در آغوش تو ای افسوس افسوس فریدون مشیری
  • چه کرده ام که دلم از فراق خون کردی چه اوفتاد که درد دلم فزون کردی چرا ز غم دل پرحسرتم بیازردی چه شد که جان حزینم ز غصه خون کردی لوای عشق برافروختی چنان در دل که در زمان علم صبر سرنگون کردی ز اشتیاق تو جانم به لب رسید ، بیا نظر به حال دلم کن ببین که چون کردی همه حدیث وفا و وصال می گفتی چو عاشق تو شدم ، قصه واژگون کردی هزار بار بگفتی نکو کنم کارت نکو نکردی و از بد بتر کنون کردی کجا به درگه وصل تو ره توانم یافت چو تو مرا به در هجر رهنمون کردی فخرالدین عراقی
  • چه بد کردم ؟ چه شد ؟ از من چه دیدی ؟ که ناگه دامن از من درکشیدی چه اوفتادت که از من برشکستی ؟ چرا یکبارگی از من رمیدی ؟ چه خوش باشد که دلدارم تو باشی ندیم و مونس و یارم تو باشی دل پردرد را درمان تو سازی شفای جان بیمارم تو باشی از آن با درد می سازم که تو غم خوار من گردی از آن با درد می سازم که تو درمان من باشی بسا خون جگر جانا که بر خان غمت خوردم به بوی آن که یک باری تو هم مهمان من باشی کجا چشمی که رخسار تو بینم کجا ملکی که سلطانش تو باشی خوشا آن دل که دلدارش تو باشی خوشا جانی که جانانش تو باشی فخرالدین عراقی

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

  • کاربر مهمان
    فوق العاده زیبا .
  • کاربر مهمان
    عالی

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی