مقام صبر آلبومی است به آهنگسازی پرویز مشکاتیان با صدای علیرضا افتخاری که با گروه عارف اجرا شده است.
سنتور: پرویز مشکاتیان
قیچک: حسین فرهادپور
نی: عبدالنقی افشارنیا
تار: بهرام ساعد
تار: کیوان ساکت
کمانچه: درویش رضا منظمی
کمانچه: کوروش بابائی
بربط: محمد دلنوازی
سنتورباس: محمد آذری
دف: مسعود حبیبی
تنبک: محمود فرهمند
سنتور: پرویز مشکاتیان
قیچک: حسین فرهادپور
نی: عبدالنقی افشارنیا
تار: بهرام ساعد
تار: کیوان ساکت
کمانچه: درویش رضا منظمی
کمانچه: کوروش بابائی
بربط: محمد دلنوازی
سنتورباس: محمد آذری
دف: مسعود حبیبی
تنبک: محمود فرهمند
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
8:22هر شب من و دل تا سحر در گوشه ویرانه ها داریم از دیوانگی با یکدگر افسانه ها از می زده سر جوشها، از پند بسته گوشها پیوسته با بیهوشها، خو کرده با دیوانه ها سنگ ملامت خورده ها از کودکان آزرده ها دل زنده ها تن مرده ها فرزانه ها دیوانه ها مست از میِ مینایِ دل بنهاده سر در پای دل آورده از دریای دل بیرون بسی دُردانه ها از سینه بُرده کینه ها، آیینه کرده سینه ها دیده در آن آیینه ها، عکس رخ جانانه ها گاهی ستاده چون کدو، از می لبالب تا گلو، گاهی فتاده چون سبو، لب بر لبِ پیمانه ها میرزا حبیب خراسانی
-
2:20دیدم صنمی سرو قدی روی چو ماهی بشینم سر راهی به امید نگاهی افکنده به رخسار چو مه زلف سیاهی الهی تو گواهی خدایا تو پناهی بی او من و این کنج غم و آتش آهی الهی تو گواهی خدایا تو پناهی عارف قزوینی
-
9:30ترسم که اشک در غم ما پردهدر شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود گویند سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود ولیک به خون جگر شود خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود از هر کرانه تیر دعا کردهام روان باشد کز آن میانه یکی کارگر شود در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب یا رب مباد آن که گدا معتبر شود بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی مقبول طبع مردم صاحب نظر شود حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود حافظ
-
1:59
-
5:47
-
7:18ای عشق به درد تو سری می باید صید تو ز من قویتری می باید من مرغ به یک شعله کبابم بگذار کین آتش را سمندری می باید چون دایره ما ز پوست پوشان توایم در دایره? حلقه بگوشان توایم گر بنوازی زجان خروشان توایم ور ننوازی هم از خموشان توایم ابوسعید ابوالخیر
-
2:50گفتی که به وقت مجلس افروختنی آیا که چه نکتهاست بردوختنی ای بیخبر از سوخته و سوختنی عشق آمدنی بود نه آموختنی ابوسعید ابوالخیر
-
3:38ای عشق در آتش تو فریاد خوش است هر کس که در آتش تو افتاد خوش است بیداد خوش است از تو وز هستی ما خاکسترکی سپرده بر باد خوش است! فریدون مشیری
-
5:47
-
3:43گر در یمنی چو با منی پیش منی گر پیش منی چو بی منی در یمنی من با تو چنانم ای نگار یمنی خود در غلطم که من توام یا تو منی من با تو چنانم ای نگار یمنی خود در غلطم که من توام یا تو منی ابوسعید ابوالخیر
-
5:05یک خانه پر ز مستان مستان نو رسیدند جانهای جمله مستان دلهای دل پرستان اگه قفس شکستند چون مرغ برپریدند من دی ز ره رسیدم قومی چنین بدیدم من خویش را کشیدم ایشان مرا کشیدند مستان سبو شکستند بر خنبها نشستند یا رب چه باده خوردند یا رب چه مل چشیدند مولوی
-
3:26بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه که از پای خمت روزی به حوض کوثر اندازیم حافظ


کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان