مجموعه ای از تصانیف اجرا شده با صدای جمال الدین منبری به همراه قطعات ضربی
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
3:56آهنگساز: محمد حقگو آواز: جمال الدین منبری بازم به سر زد امشب ای گل هوای رویت پایی نمی دهد تا پر وا کنم به سویت ترسم بمیرم و باز باشم در آرزویت از حسرتم بموید چنگ شکسته ی دل چون باد نو بهاری چنگی زند به مویت تا کی چو شمع گریم ای درین شب تار چون صبح نوشخندی تا جان دهم به بویت از پا فتادگان را دستی بگیر آخر تا کی به سر بگردم در راه جست و جویت ترسم بمیرم و باز باشم در آرزویت امیر هوشنگ ابتهاج
-
4:43آهنگساز و خواننده: جمال الدین منبری چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی در سینه سوزانم مستوری و مهجوری در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی از آتش سودایت دارم من و دارد دل داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی رهی معیری
-
4:24آهنگساز: مرتضی نی داوود تنظیم: بهرنگ شگرفکار خواننده: جمال الدین منبری مرغ سحر ناله سر کن داغ مرا تازهتر کن زآه شرربار این قفس را برشکن و زیر و زبر کن بلبل پربسته! ز کنج قفس درآ نغمه? آزادی نوع بشر سرا وز نفسی عرصه? این خاک توده را پر شرر کن ظلم ظالم، جور صیاد آشیانم داده بر باد ای خدا! ای فلک! ای طبیعت! شام تاریک ما را سحر کن نوبهار است، گل به بار است ابر چشمم ژالهبار است این قفس چون دلم تنگ و تار است شعله فکن در قفس، ای آه آتشین! دست طبیعت! گل عمر مرا مچین جانب عاشق، نگه ای تازه گل! از این بیشتر کن مرغ بیدل! شرح هجران مختصر، مختصر، مختصر کن ملکالشعرای بهار
-
5:59آهنگساز: امین الله رشیدی تنظیم: امیر ملوک پور خواننده: جمال الدین منبری روی امواج دریا رقص مرغان صحرا چون نقش آرزوها یا رویای جوانی در دیده باشد زیبا قلب عاشق همچون دریایی دریا، دریای طوفان زایی هر دم نالان موجی انگیزد سیلی از خون بر ساحل ریزد آه یارا چون دریا دریا دارم بس غوغا غوغا گه بی تاب گه آرام در آتش دارم مأوا عکس مهتاب بر امواج دریا شب ها دارد منظری بس زیبا از شادی پر گیرد مرغ دل من دریا دریا گل گردد در دامان مست و شیدا بر امواج غلتات گلریزد هر دم طرف ساحل من رخ طرب انگیز او دو چشم دریا خیز او کنون کند جلوه ها در محفل من ای از جامی جامی شیرین کن کامی کامی در عشق و شیدایست گر جویی نامی نامی آه موجی هستیم پر هیجان بر روی دریای زمان گامی بسپرم شاید ره برم از دام توفان بر ساحل کانجا باشد دل از درد و رنج دنیا به امان یارا چون دریا دریا دارم بس غوغا غوغا گه بی تاب گه آرام در آتش دارم مأوا دریا دریا امین الله رشیدی
-
4:01آهنگساز: جمال الدین منبری
-
6:08آهنگساز: محمد آذری آواز: جمال الدین منبری مژده بده! مژده بده! یار پسندید مرا سایهی او گشتم و او، بُرد به خورشید مرا جان دل و دیده منم، گریهی خندیده منم یارِ پسندیده منم، یار پسندید مرا پرتو دیدار خوشش، تافته در دیدهی من آینه در آینه شد: دیدمش و دید مرا آینه در آینه شد: دیدمش و دید مرا آینه خورشید شود، پیش رخ روشن او چون سر زلفش نکشم، سر ز هوای رخ او باش که صد صبح دمد، زین شب امید مرا امیر هوشنگ ابتهاج
-
6:17آهنگساز: امین الله رشیدی آواز و تنظیم: جمال الدین منبری کیستم من؟ رازِ من چیست؟ برقِ عشقی از هستی برقِ عشقی از هستی داستانی از جوانی قصّه ای زان سرمستی سُخنی بَر لب، مانده طَرَبی از دل، رانده گاه چون جامِ می، در گردشم گاه، چون پروانه در آتشم گه می گریم گه نالم چون ابر و چون دریا برکوه و صحرا گوهر افشانم، بی پروا گاه به کنارِ گُل چون خاری به بهاران درگلزاری زِ جوانی ها رویایی زِ دل طوفانها آوایی زِشرابِ هستی جامی زِ امید و حرمان نامی به کنارِ زُهره چنگی زِ نوای دل ها آهنگی سُخنی بر لب مانده طَرَبی از دل رانده نغمه ای ناگفته خاطری آشفته آرزویی دردل بنهفته مهرداد اوستا
-
4:13آهنگساز: مهرداد دلنوازی آواز: جمال الدین منبری ستاره گم شد و خورشید سر زد پرستویی به بام خانه پر زد در آن صبحم صفای آرزویی شب اندیشه را رنگ سحر زد پرستو باشیم و از دام این خاک گشایم پر به سوی بام افلاک ز چشم انداز بی پایان گردون در آویزم به دنیایی طربنک پرستو باشم و از بام هستی بخوانم نغمه های شوق و مستی سرودی سر کنم با خاطری شاد سرود عشق و آزادی پرستی فریدون مشیری
-
6:05آهنگساز و خواننده:جمال الدین منبری تنظیم: مهرداد دلنوازی به سر زد یا به دل زد یا به پا زد ندانم تیشه عشقش کجا زد در اول سعی بیجا کرد فرهاد همین یک تیشه ی آخر بجا زد هر چند که در کوی تو مسکین و فقیریم رخشنده و بخشنده چو خورشید منیریم خاریم و طربناک تر از باد بهاریم خاکیم و دلاویز تر از بوی عبیریم از نعره مستانه ما چرخ پر آواست جوشنده چو بحریم و خروشنده چو شیریم بر خاطر ما گرد ملالی ننشیند آیینه صبحیم و غباری نپذیریم ما چشمه نوریم بتابیم و بخندیم ما زنده عشقیم نمردیم و نمیریم هم صحبت ما باش که چون اشک سحرگاه روشندل و صاحب اثر و پاک ضمیریم از شوق تو بی تاب تر از باد صباییم بی روی تو خاموش تر از مرغ اسیریم رهی معیری
-
3:08آهنگساز: جمال الدین منبری


کاربر مهمان