آلبوم در فضای موسیقی دستگاهی
نوازنده ی سنتور : جواد بطحایی
نوازنده ی نی : شاهو عندلیبی
نوازنده ی تار : مجید درخشانی
نوازنده ی سنتور : جواد بطحایی
نوازنده ی نی : شاهو عندلیبی
نوازنده ی تار : مجید درخشانی
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
6:54ما در ره عشق تو اسیران بلاییم کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم بر ما نظری کن که در این شهر غریبیم بر ما کرمی کن که در این شهر گداییم زهدی نه که در کنج مناجات نشینیم وجدی نه که در گرد خرابات برآییم نه اهل صلاحیم و نه مستان خرابیم اینجا نه و آنجا نه که گوییم کجاییم حلاج وشانیم که از دار نترسیم مجنون صفتانیم که در عشق خداییم ترسیدن ما هم چو از بیم بلا بود اکنون ز چه ترسیم که در عین بلاییم ما را به تو سریست که کس محرم آن نیست گر سر برود سر تو با کس نگشاییم ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است بردار ز رخ پرده که مشتاق لقاییم دریاب دل شمس خدا مفتخر تبریز رحم آر که ما سوخته ی داغ خداییم مولوی
-
7:28آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند دردم نهفته به ز طبیبان مدعی باشد که از خزانه ی غیبم دوا کنند حافظ
-
1:56
-
2:51
-
8:40عشق، شوری در نهاد ما نهاد جان ما را در کف سودا نهاد داستان دلبران آغاز کرد آرزویی در دل شیدا نهاد قصه ی خوبان به نوعی باز گفت کاتشی در پیر و در برنا نهاد رمزی از اسرار باده کشف کرد راز مستان جمله بر صحرا نهاد عقل مجنون در کف لیلا سپرد جان وامق در لب عذرا نهاد وز پی برگ و نوای بلبلان رنگ و بویی بر گل رعنا نهاد عراقی
-
5:21گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند وین عالم بی اصل را چون ذره ها برهم زند بشکافد آن دم آسمان نی کان ماند نی مکان شوری درافتد در جهان ، وین سور بر ماتم زند خورشید افتد در کمی از نور جان آدمی کم پرس از نامحرمان آن جا که محرم کم زند نی درد ماند نی دوا نی خصم ماند نی گوا نی نای ماند نی نوا نی چنگ زیر و بم زند حق آتشی افروخته تا هر چه ناحق سوخته آتش بسوزد خلق را ، بر قلب آن عالم زند مولوی
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
