display result search
منو

بودن و سرودن

  • 6 قطعه
  • 5':21" مدت زمان
  • 87 دریافت شده
آلبوم در فضای موسیقی دستگاهی
نوازنده ی سنتور : جواد بطحایی
نوازنده ی نی : شاهو عندلیبی
نوازنده ی تار : مجید درخشانی

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 6:54
    ما در ره عشق تو اسیران بلاییم کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم بر ما نظری کن که در این شهر غریبیم بر ما کرمی کن که در این شهر گداییم زهدی نه که در کنج مناجات نشینیم وجدی نه که در گرد خرابات برآییم نه اهل صلاحیم و نه مستان خرابیم اینجا نه و آنجا نه که گوییم کجاییم حلاج وشانیم که از دار نترسیم مجنون صفتانیم که در عشق خداییم ترسیدن ما هم چو از بیم بلا بود اکنون ز چه ترسیم که در عین بلاییم ما را به تو سریست که کس محرم آن نیست گر سر برود سر تو با کس نگشاییم ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است بردار ز رخ پرده که مشتاق لقاییم دریاب دل شمس خدا مفتخر تبریز رحم آر که ما سوخته‌ ی داغ خداییم مولوی
  • 7:28
    آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند دردم نهفته به ز طبیبان مدعی باشد که از خزانه ی غیبم دوا کنند حافظ
  • 1:56
  • 2:51
  • 8:40
    عشق، شوری در نهاد ما نهاد جان ما را در کف سودا نهاد داستان دلبران آغاز کرد آرزویی در دل شیدا نهاد قصه ی خوبان به نوعی باز گفت کاتشی در پیر و در برنا نهاد رمزی از اسرار باده کشف کرد راز مستان جمله بر صحرا نهاد عقل مجنون در کف لیلا سپرد جان وامق در لب عذرا نهاد وز پی برگ و نوای بلبلان رنگ و بویی بر گل رعنا نهاد عراقی
  • 5:21
    گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند وین عالم بی‌ اصل را چون ذره‌ ها برهم زند بشکافد آن دم آسمان نی کان ماند نی مکان شوری درافتد در جهان ، وین سور بر ماتم زند خورشید افتد در کمی از نور جان آدمی کم پرس از نامحرمان آن جا که محرم کم زند نی درد ماند نی دوا نی خصم ماند نی گوا نی نای ماند نی نوا نی چنگ زیر و بم زند حق آتشی افروخته تا هر چه ناحق سوخته آتش بسوزد خلق را ، بر قلب آن عالم زند مولوی

مشخصات موسیقی

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی