display result search
منو

سرود زهره

  • 9 قطعه
  • 6':11" مدت زمان
  • 141 دریافت شده
«سرود زهره» آلبومی با صدای محمود حشمت در دستگاه سه گاه و آواز افشاری است. تصانیف این آلبوم تمامی از ساخته های اسماعیل مهرتاش است که توسط شاگرد او محمد منتشری روایت شده است. تدوین و تنظیم این آثار توسط شهرام آقایی پور انجام شده است.
شهرام آقایی پور: سنتور
علی نجفی ملکی: نی
زمان خیری: نی و نی
سجاد پورقناد: تار و سه تار
وحید رستگاری: عود
فرشاد صارمی: کمانچه
سعید کاکاوند: کمانچه آلتو
احمد مستنبط: تنبک
مرجان هروی: دف

تکنوازان این آلبوم:
شهرام آقایی پور: سنتور
سجاد پورقناد: سه تار
زمان خیری: نی

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 7:24
    رخم زد و دلم خونین است ز هجرت ای نو گل حالم این روزم این است کسی که شد عاشق احوالش این، چنین است من که غیر درد و غم بهره ای نبرده ام از جوانی از برای دگر نیست به غیر دردسر زندگانی مردم از این غم آخر ای صنم چرا مهر و محبت در دل تو بی وفا ذره ای نیست؟ ز دوری رویت جان دهم من به سختی نمی کنی یادم آه از این تیره بختی فغان که خود روزی از شیرین می کنی یاد که از غم و اندوه هستی اش رفته بر باد عزیز من از غم جز محبت چه دیدی؟ که بی سبب دست از آشنایی کشیدی؟ احمد ناظرزاده کرمانی
  • 2:53
    آهنگساز: حبیب سماعی
  • 8:31
    یار اگر جلوه کند دادن جان این همه نیست عشق اگر خیمه زند ملک جهان این همه نیست نکته‌ای هست در این پرده که عاشق داند ور نه چشم و لب و رخسار و دهان این همه نیست کوه کن تا به دل اندیشه شیرین دارد گر به مژگان بکند کوه گران این همه نیست فروغی بسطامی
  • 3:22
    گفتمت دل مبند بر زلف نگاری عزیزم بر زلف نگاری یار همچو زلفش مکن حال ما پریشان حبیبم حال ما پریشان باز که نخواهند تو را نشناسند تو را که تو بی وفایی عزیزم که تو پر جفایی یار این لعبت های بی وفا این دلبرات مه لقا این شاهدان خوش ادا می کنند عاقبت خون در دل ما حبیبم دل ما مشکن وای مشکن قربان سرت الفاتی کن ای جانم شد خاک درت چه شود آیی باز آیی در منزل ما کنی از رفعت از رحمت حل مشکل ما
  • 2:41
    تو خود فرشته‌ای نه از این گل سرشته‌ای گر خلق از آب و خاک تو از مشک و عنبری سعدی
  • 5:13
    در آسمان نه عجب گر به گفته ی حافظ سرودِ زُهره به رقص آورد مسیحا را پند عاشقان بشنو و از در طرب بازآ کاین همه نمی‌ ارزد شغل عالم فانی با دعای شبخیزان ای شکردهان مستیز در پناه یک اسم است خاتم سلیمانی پیش زاهد از رندی دم مزن که نتوان گفت با طبیب نامحرم حال درد پنهانی باغبان چو من زین جا بگذرم حرامت باد گر به جای من سروی غیر دوست بنشانی جمع کن به احسانی حافظ پریشان را ای شکنج گیسویت مجمع پریشانی حافظ
  • 8:42
    مه بر زمین نرفت و پری دیده برنداشت تا ظن برم که روی تو ماه است یا پری تو خود فرشته‌ای نه از این گل سرشته‌ای گر خلق از آب و خاک تو از مشک و عنبری سعدی
  • 5:01
    چو نی می نالم از داغ جدایی دریغا ای نسیمِ آشنایی چنان گشتم غبار آلودِ غربت که نشناسم که خود بودم کجایی هوشنگ ابتهاج
  • 6:11
    مجلس ما دگر امروز به بستان ماند عیش خلوت به تماشای گلستان ماند می حلالست کسی را که بود خانه بهشت خاصه از دست حریفی که به رضوان ماند چه کند کشته عشقت که نگوید غم دل تو مپندار که خون ریزی و پنهان ماند تا سر زلف پریشان تو محبوب منست روزگارم به سر زلف پریشان ماند هر که چون موم به خورشید رخت نرم نشد زینهار از دل سختش که به سندان ماند طعنه بر حیرت سعدی نه به انصاف زدی کس چنین روی نبیند که نه حیران ماند سعدی

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی