موسیقی دستگاهی
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
5:38دو زلفونت بود تار ربابم چه می خواهی از این حال خرابم تو که با ما سر یاری نداری چرا هر نیمه شو آیی به خوابم ترا می خوام اگر نه یار بسیار گلی می خوام وگرنه خار بسیار ز دست دیده و دل هردو فریاد که هرچه دیده بیند دل کند یاد بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد باباطاهر
-
5:01روی تو روشنگر شب های من یاد تو دلگرمی فردای من نیست به غیر از تو مرا آرزو وصل تو ای یار ، تمنای من بهر تماشای تو ای نازنین چشم شده جمله ی اعضای من نیست به غیر از تو مرا آرزو وصل تو ای یار ، تمنای من منتظرم منتظر دیدنت گشته سر کوی تو ماوای من جز تو نخواهم به جهان دلبری چهره برافروخته رویای من روی تو روشنگر شب های من یاد تو دلگرمی فردای من نیست به غیر از تو مرا آرزو وصل تو ای یار ، تمنای من جمشید برازنده
-
4:51در هوای تو شد دل ز دستم رها یک نفس از خیالت نشد دل جدا لحظه ی دیدنت اوج رویای من شوق وصل تو را دارم ای آشنا ای که در چشم من ، برتر از گوهری در شب تار من جاودان اختری روز روشن تویی همچو خورشید من آسمان دلم را تو روشنگری در هوای تو شد دل ز دستم رها یک نفس از خیالت نشد دل جدا لحظه ی دیدنت اوج رویای من شوق وصل تو را دارم ای آشنا ای که در چشم من برتر از گوهری در شب تار من جاودان اختری روز روشن تویی همچو خورشید من آسمان دلم را تو روشنگری جمشید برازنده
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
