آلبوم در فضای موسیقی دستگاهی
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
3:06با این همه افسونگریدل را کجا میبریماییم و همین دل وای از دل غافلمن عاشق و دیوانه امدیوانهی جانانه امکو عاشق عاقلوای از دل غافلآه از غم هجران چشم از پی خوبان رود و دل ز پی آنتا کار من و دل شد بسته به موییاز من چه بپرسی با دل چه بگوییزین قصه چه حاصلاسماعیل نواب صفا
-
4:23مثل گیسویی که باد آن را پریشان میکندهر دلی را روزگاری عشق ویران میکندناگهان میآید و در سینه میلرزد دلمهرچه جز یاد تو را با خاک یکسان میکندبا من از این هم دلت بیاعتناتر خواست، باش!موج را برخورد صخره کِی پشیمان میکند؟مثل مادر، عاشق از روز ازل حسرتکِش استهرکسی او را به زخمی تازه مهمان میکنداشک میفهمد غم ِ افتادهای مثل مراچشم تو از این خیانتها فراوان میکندعاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستنددردِ بیدرمانشان را مرگ درمان میکند…مژگان عباسلو
-
4:21داده چو شمعم همه درس فداکاری سوز و گدازی که بود ز وفاداری ره و رسم نیاسودنبه غم دگران بودن آن خاطر آسوده ی تو چشم گنه آلوده ی تو عشق من بیدل ز خاطر برده کرده فراموش این دل افسرده مرا چنین می گوید اثر ندارد هرگز فغان بیهوده ی تو آن خاطر آسوده ی تو-چشم گنه آلوده ی تو همرنگ موی تو شد روز و روزگارم با یادت همدمم وز عشقت بیقرارم با دل گویم گهی دست از عشقت بدارم میبینم یک نفس تاب دوری نیارم بازآ ای فدای تو جان ببین چه کنم به جان پریشانتورج نگهبان


کاربر مهمان
کاربر مهمان