هشت تصنیف ارکسترال در مدح امام رضا (ع)
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
4:23آواز علیرضا وکیلی منش ای همیشه در دلم آرزوی توست آمده ام که سر نهم به خاک کوی تو آمده ام که گل کنم بهار گریه را آمده ام بگویمت دوست دارم تورا ای غریب مهربان مرا ز خود مران که آشنای من تویی در این جهان در حرم حضور تو گریه شده سلام من اشک امان نمیدهد گفته شود کلام من نماز دل میشکند در سفر فاصله ها در تو تمام میشد سجده ی نا تمام من یا ضامن آهو بگشا در که غریبم ترسم نشود بار دگر روی تو بینم
-
4:09آواز سالار عقیلی عاشقی آواره ام در غربت چشمان تو گریه پنهان کرده ام از حرمت چشمان تو عطر تو را گرفته تن لحظه های من صد باغ گل شکفته شده در هوای من امشب تمام غربت خود را گریستم گریستم شاید دل تو بسوزد برای من برای من من آن موج اشکم که بی اخیارم خودم را به آغوش تو میسپارم تو دریای من باش به حسرت گذشته همه روزگارم ز دیروز و امروز دلی خسته دارم تو فردای من باش یک لحظه نگاه تو مرا راحت جان است چشمان تو ارامترین خواب جهان است زیبایی چشمان نظر کرده آهو رازیست که در عطر نگاه تو نهان است من آن موج اشکم که بی اخیارم خودم را به آغوش تو میسپارم تو دریای من باش به حسرت گذشته همه روزگارم ز دیروز و امروز دلی خسته دارم تو فردای من باش
-
4:13آواز بهرام حصیری من عاشقی سرگشته در کوی رضایم دلداده و دلبسته ی بوی رضایم وامانده و دلخسته ای گمکرده راهم یا ضامن آهو تویی پشت و پناهم چون موج بی ساحل دریا دریا دربدرم می افتم می خیزم چون موج بی پا و سرم هر جا گفتم نام تو نشانه ی تو دشت و صحرا پر شده از بهانه ی تو آهوی دلم شد صید حرم ای گریه بیا در چشم ترم تو سرور و من بی پا و سرم من بنده و تو سلطان کرم خاک باران خورده دارد غربت کوی رضا گریه می آید به چشم از غربت روی رضا در زمین افتاده اینجا گوشه ای از آسمان بوسه می ریزد فلک بر گلشن کوی رضا (ع)
-
5:43آواز علیرضا افتخاری شکوه نکن از دل ویران من سوختم و داغ دلم کم نشد شکوه کن از بخت پریشان من لحظهی دیدار فراهم نشد هیچ مپرس از من غارت زده تاب پریشانی حالم نماند دست من از دامن تو دور شد شوق سفر ماند و مجالم نماند با من دلبستهی آن بارگاه از سفر دور خراسان بگو ای دل اگر قصد سفر داشتی حال غریبان به غریبان بگو از تن بیروح چه گویم به تو هیچ کسی صاحب این خانه نیست گریه کنم یا نکنم سوختم گریه حریف دل دیوانه نیست گرچه ز عشاق پریشان تو هیچ کس آوازهی آهو نداشت دل که گریزان شده بود از همه پای تو افتاد و هیاهو نداشت آه چه امید صبوری من از دولت دیدار رضا داشتم آه چه احساس غریبی از آن گنبد و ایوان طلا داشتم
-
4:12آواز حسام الدین سراج من آن کویر تشنه تو آیه های باران من آن خزان بیرنگ تو سبزی بهاران مرا از این حصار غم رها کن به خلوت سجود خود صدا کن دلی شکسته دارم برای من دعا کن کنون که راه پیش و پس ندارم مرا مران که جز تو کس ندارم غریب آشنا به داد من رس بریده ام دگر نفس ندارم کبوتر دعا شدم که پر کشم بهسوی تو غبار جاده ها شدم که سر کشم به کوی تو ز خود مرانم که خسته جانم
-
4:49محمد مصلحی هستی و بود و نبودم ذره ذره ی وجودم سبزه ی باغ سجودم همه تقدیم رضا (ع) همه ی دار و ندارم هم خزان و هم بهارم روح و جان بی قرارم همه تسلیم رضا (ع) تو که محرم راز و نیاز منی تو که تربت و مهر نماز منی تو که همدم سوز وگداز منی آقا پی لطف و نگاه تو آمده ام به زیارت ماه تو آمده ام به امید پناه تو آمده ام آقا ره به کجا ببرم که تو آخر راه منی رو به کجا بنهم که تو چشم و نگاه منی عشق تو شد همه حاصل هستی و عمر و جوانی من خانه ی نم سر کوی تو و حرم تو نشانی من هرچی که دارم فدای تو من چه بریزم به پای تو بی تو چه دارد گدای تو آقا شد دل من مبتلای تو دار و ندارم فدای تو زنده شدم در هوای تو آقا
-
3:47آواز عبدالحسین مختاباد هرجا گلی وا می شود از عطر و بوی مرتضی (ع) باغ و آیینه ای از گلشن کوی رضا (ع) دست گره گشای تو ست مرهم جان خسته ام من گره امید خود در حرم تو بسته ام من به امید روشنی از دل شب گذشته ام من به هوای آسمان روی زمین نشسته ام دل ز جهان گسسته ام درتو دخیل بسته ام ای نفس فرشته ها معجزه کن که خسته ام به حرمت حضور تو لب ز گلایه بسته ام بغض هزار گریه را در دل خود شکسته ام آمده ام عکس روی ماه بگیرم مهر تورا در دلم گواه بگیرم گوشه نشینت شده ام که گوشه ی چشمی از گل رخساره ات نگاه بگیرم
-
4:10آواز سینا سرلک چشمان گریه ام را دادم به دست باران شاید مرا بگرید بر تربت بهاران هرگز کسی نفهمید مفهوم غربتم را من واژه ای غریبم در شعر روزگاران من که هزار و یک شب تا شهر قصه رفتم با هیچکس نگفتم یک قصه از هزاران ای ساحل رسیدن این موج خسته دریاب دریای اشتیاق است دلهای بی قراران شب تا سحر نشسته در کنج خلوت خویش تا روی ماه بینم در قاب چشمه ساران در این سراب تشنه آهوی دل غریب است ما را ضمانتی کن ای اعتبار باران
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
