display result search
منو

فسانه

  • 13 قطعه
  • 3':36" مدت زمان
  • 503 دریافت شده
موسیقی دستگاهی

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 1:37
    تکنوازی تار کیوان ساکت
  • 4:52
    ای فسانه... فسانه.... فسانه ای خدنگ تو را من نشانه ای علاج ای دل ای داروی درد هم ره گریه های شبانه با من سوخته در چه کاره ای فسانه خسانند آنان که فرو بسته راه را به گلزار خس به صد سال طوفان ننالد گل ز یک تار باد است بیمار نیما یوشیج تو مپوشان سخن ها که داری
  • 3:16
  • 4:34
    حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم حافظ
  • 3:20
  • 4:18
    نوازنده ی تار : کیوان ساکت سینه ی تنگ من و بار غم او هیهات مرد این بار گران نیست دل مسکینم بر دلم گرد ستم‌هاست خدایا مپسند که مکدر شود آیینه ی مهرآیینم سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو گر دهد دست که دامن ز جهان درچینم حافظ
  • 5:50
    هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم بیا به صلح من امروز در کنار من امشب که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم سعدی
  • 4:37
    نکوهش مکن چرخ نیلوفری را برون کن ز سر باد و خیره‌سری را بری دان از افعال چرخ برین را نشاید ز دانا نکوهش بری را به چهره شدن چون پری کی توانی؟ به افعال ماننده شو مر پری را چو تو خود کنی اختر خویش را بد مدار از فلک چشم نیک اختری را تو با هوش و رای از نکو محضران چون همی برنگیری نکو محضری را؟ اگر تو از آموختن‌سر بتابی نجوید سر تو همی سروری را درخت تو گر بار دانش بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری را ناصرخسرو
  • 2:21
    نگر بر روزگار به دیده ی اعتبار چو خواهی ای نگار نباشی دل فگار خوان بر بهاری از کرم ترانه ای برکن زبن و بیخ سلطه دل ای دانا در را به باغ شادی ها بگشا گرد غم بده به طوفان ها تا رسی تو به فرداها فارغ از تیرگی ها بیا تا به دوران ها کنیم عهد و پیمان ها بود شادی جان ها تو را جمله فرمان ها
  • 2:56
    دل را خراب کرد و به گنج هنر رسید عشق خرابکار تو آبادی آورد اسماعیل خویی
  • 4:58
    دانی کدام دولت در وصف می‌نیاید چشمی که باز باشد هر لحظه بر جمالی خرم تنی که محبوب از در فرازش آید چون رزق نیکبختان بی محنت سؤالی بعد از حبیب بر من نگذشت جز خیالش وز پیکر ضعیفم نگذاشت جز خیالی سال وصال با او یک روز بود گویی و اکنون در انتظارش روزی به قدر سالی ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم تو عشق گلی داری من عشق گل اندامی گر چه شب مشتاقان تاریک بود اما نومید نباید بود از روشنی بامی سعدی
  • 3:07
  • 3:36
    آهنگساز : پرویز ایرانپور ذلیل و بیچاره تر از من نیست در روی تو خمیده شد پشت من از غم چون ابروی تو گرفته هر کس ز لب لعل تو کام دل خود نشد روا کامم ز تو وای وای بر دل من به مجلس بیگانگان نوشی باده ی ناب به هر کجا می روی با هر کس مست و خراب خبر نداری ز حال خود با مردم که چه سان کند بس آزار و ستم وای وای بر دل من کسی چو من قدر تو را کی داند صنما به راه عشق تو دهم جان و دل به فدا بیا بنه رسم ستم به یک سو دلبر من شوی پشیمان به خدا وای وای بر دل من

مشخصات موسیقی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

  • کاربر مهمان
    بسئار عالئ ممنون از شما خسته نبآشید

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی