اثری با صدای عباس مهرپویا
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
4:52نسیم سرد مثل باد ز مرگ گل خبر دهد غروب عشق و زندگی به قلب غنچه پا نهد از این غم سراپا گشته این گلزار زیبا چون مزار آرزوها فغان شکسته در گلو ز گریه مرغ آرزو ز گل به محنت خزان دگر نمانده رنگ و بو چو من مرغ چمن ز غم دیگر نمی خواند زان سرمستی اثر دیگر نمی ماند گشته این گلزار زیبا چون مزار آرزوها چو من مرغ چمن ز غم دیگر نمی خواند زان سرمستی اثر دیگر نمی ماند نعیم
-
4:20آه شرر زای من همدم شب های من مانده به لب های من ای که تو تنها در دل شب ها از غم عشقی آگاه ای سینه سوز ای راز جانکاه آه، ای آتشین آه شمع وجودم سوزی آتش دل افروزی لب ز سخن ها دوزی شعله جانی سوز نهانی عمر تو چون من کوتاه از کوی یار من گذر کن یک شب آخر در دل سنگش اثر کن از کوی یار من گذر کن یک شب آخر در دل سنگش اثر کن نعیم
-
4:22ساز غمگین و غریب من آشنای بی نصیب من چو یک کبوتر آواره بگیرمت به دامن ترا نمی شناسد این جا کسی بجز دل من وای هم زبان دل سازغمگینم من حکایتها در تو می بینم قصه پر داز جدایی ها ای زبان آشنایی ها صدای گریه آلودم را به گوش خسته بسپار تو با دل شکسته امشب دل مرا نگه دار وای پرویز وکیلی
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
