برنامه ای با اجرای ویولن: پرویز یاحقی، تنبک: امیرناصر افتتاح، سه تار: احمد عبادی، آواز: عبدالوهاب شهیدی
مرا مسوز که نـــازت ز کبریـا افتد
چو خس تمام شود شعله هـم ز پا افتد
لبـاس فقـر بـه زاری نصیب هـر کس نیست
خـوشا تنـی که بــر آن نقش بــوریا افتد
دلم ز همرهی اشک وا نمی ماند
نه آتشیست که از کاروان جدا افتد
تلافی ار نکند روزگار عقده گشاست
گره ز هر چه گشاید به کار ما افتد
به غیر دیده که از گریه آب و تابش رفت
که دیده زآب روان خانه از صفا افتد؟
وقتی زبار هستی چیزی به جا نماند
کز تو به ره نشانی از نقش پا نماند
در راه بی ثباتی شادی وغم رفیقند
بر سر گلی نپاید خاری به پا نماند
صبر وخرد به یک دل با شوق او نگنجد
چون سیل میهمان شد کس در سرا نماند
مرا مسوز که نـــازت ز کبریـا افتد
چو خس تمام شود شعله هـم ز پا افتد
لبـاس فقـر بـه زاری نصیب هـر کس نیست
خـوشا تنـی که بــر آن نقش بــوریا افتد
دلم ز همرهی اشک وا نمی ماند
نه آتشیست که از کاروان جدا افتد
تلافی ار نکند روزگار عقده گشاست
گره ز هر چه گشاید به کار ما افتد
به غیر دیده که از گریه آب و تابش رفت
که دیده زآب روان خانه از صفا افتد؟
وقتی زبار هستی چیزی به جا نماند
کز تو به ره نشانی از نقش پا نماند
در راه بی ثباتی شادی وغم رفیقند
بر سر گلی نپاید خاری به پا نماند
صبر وخرد به یک دل با شوق او نگنجد
چون سیل میهمان شد کس در سرا نماند
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
20:59
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه