ترانهی پاپ
تا یا مقلبم القلوبم را فزت و رب الکعبه ات جان داد
بر هرچه غم در سینه پنهان بود یک گوشهی چشم تو پایان داد
سین تو ساقی برکت سالم مست تو بودم احسن الحالم
ای عالم آرا ماه دل آرا دستی بکش بر قلب این عالم
مروح کن دل و جان را بدم رویی به نوروزم
که با عشقت بهار من شود نوروز هرروزم
یا بت شکن این بت را که از خود ساختم بشکن
دگرگون کن جهانم را امیر بیگزند من
تبارم یار تو مست تو ایرانم من از دلدادگان شیر یزدانم
پر از عدل است آیینم پر از عشق است ایمانم
با چشمهای من گفت از غربت تو باران
بگذار بگریم چون ابر در بهاران
از تو به روزگاران مهری نشسته بر دل
کز تو برون نگردد حتی به روزگاران
تا یا مقلبم القلوبم را فزت و رب الکعبه ات جان داد
بر هرچه غم در سینه پنهان بود یک گوشهی چشم تو پایان داد
سین تو ساقی برکت سالم مست تو بودم احسن الحالم
ای عالم آرا ماه دل آرا دستی بکش بر قلب این عالم
مروح کن دل و جان را بدم رویی به نوروزم
که با عشقت بهار من شود نوروز هرروزم
یا بت شکن این بت را که از خود ساختم بشکن
دگرگون کن جهانم را امیر بیگزند من
تبارم یار تو مست تو ایرانم من از دلدادگان شیر یزدانم
پر از عدل است آیینم پر از عشق است ایمانم
با چشمهای من گفت از غربت تو باران
بگذار بگریم چون ابر در بهاران
از تو به روزگاران مهری نشسته بر دل
کز تو برون نگردد حتی به روزگاران
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه