آواز عرفانی
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و این آب زکاتم دادند
هاتف آن روز به من مژدهی این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و این آب زکاتم دادند
هاتف آن روز به من مژدهی این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
2:31
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه