display result search
منو

حلاج وشان

  • 6 قطعه
  • 6':18" مدت زمان
  • 74 دریافت شده
موسیقی دستگاهی ویژه بزرگداشت مولانا

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 6:16
    ما در ره عشق تو اسیران بلاییم کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم بر ما نظری کن که در این شهر غریبیم بر ما کرمی کن که در این شهر گداییم زهدی نه که در کنج مناجات نشینیم وجدی نه که در گرد خرابات برآییم نه اهل صلاحیم و نه مستان خرابیم اینجا نه و آنجا نه که گوییم کجاییم حلاج وشانیم که از دار نترسیم مجنون صفتانیم که در عشق خداییم ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است بردار ز رخ پرده که مشتاق لقاییم
  • 5:56
    عاشقی بر من پریشانت کنم نیکو شنو کم عمارت کن که ویرانت کنم گر دو صد خانه کنی زنبوروار و موروار بی کس و بی‌ خان و بی ‌مانت کنم تو بر آنکه خلق را حیران کنی من بر آنکه مست و حیرانت کنم نیکو شنو ور تو افلاطون و لقمانی به علم و کر و فر من به یک دیدار نادانت کنم نیکو شنو تو به دست من چو مرغی مرده‌ای وقت شکار من صیادم دام مرغانت کنم نیکو شنو هین قرائت کم کن و خاموش باش و صبر کن تا بخوانم عین قرآنت کنم نیکو شنو
  • 8:15
    اه چه بی ‌رنگ و بی‌ نشان که منم کی ببینم مرا چنان که منم گفتی اسرار در میان آور کو میان اندر این میان که منم این جهان و آن جهان مرا مطلب کاین دو گم شد در آن جهان که منم شمس تبریز را چو دیدم من نادره بحر و گنج و کان که منم
  • 7:34
    رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن ترک من خراب شب گرد مبتلا کن ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن
  • 6:08
    خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگربار بیا دفع مده دفع مده ای مه عیار بیا عاشق مهجور نگر عالم پرشور نگر تشنه مخمور نگر ای شه خمار بیا پای تویی دست تویی هستی هر هست تویی بلبل سرمست تویی جانب گلزار بیا گوش تویی دیده تویی وز همه بگزیده تویی یوسف دزدیده تویی بر سر بازار بیا از نظر گشته نهان ای همه را جان و جهان بار دگر رقص کنان بیدل و دستار بیا روشنی روز تویی شادی غم سوز تویی ماه شب افروز تویی ابر شکربار بیا ای شب آشفته برو وی غم ناگفته برو ای خرد خفته برو دولت بیدار بیا ور ره در بسته بود از ره دیوار بیا ای نفس نوح بیا وی هوس روح بیا
  • 6:18
    مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم دیده سیر است مرا جان دلیر است مرا زهره شیر است مرا زهره تابنده شدم گفت که دیوانه نه ‌ای لایق این خانه نه ‌ای رفتم و دیوانه شدم سلسله بندنده شدم گفت که سرمست نه ‌ای رو که از این دست نه ‌ای رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم گفت که تو زیرککی مست خیالی و شکی گول شدم هول شدم وز همه برکنده شدم گفت که تو شمع شدی قبله ی این جمع شدی جمع نیم شمع نیم دود پراکنده شدم چشمه خورشید تویی سایه گه بید منم چونک زدی بر سر من پست و گدازنده شدم تابش جان یافت دلم وا شد و بشکافت دلم اطلس نو بافت دلم دشمن این ژنده شدم

مشخصات موسیقی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی