display result search
منو

عطر یاس

  • 4 قطعه
  • 7':25" مدت زمان
  • 880 دریافت شده
چهار تصنیف ارکسترال در بزرگداشت حضرت زهرا (س)

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • روزگاری کعبه را می ساختند از گناه و شرک می پرداختند بعثت خورشید می شد آشکار یاس می رویید در دارالقرار خانه ی توحید و مهد مصطفا پر شد از ذکر و مناجات خدا فاطمه پرورده ی جان عقول با خدیجه در گلستان رسول وحی آمد بر دل آگاه او شعله زد فانوس بسم الله او آتشی در طور مشتاقان دمید شعله در بازار هتاکان کشید روز پر آشوب نام و ننگ شد عرصه بر محبوب عالم تنگ شد در چنین بیداد خرمن سوز کین می درخشید آن عزیز نازنین یاس در باغ پیمبر قد کشید عطر او بر جان هشیاران وزید نیک جان در شام غربت بی فروغ مکه در تسخیر تزویر و دروغ
  • شد نبی شمع و علی پروانه اش روشن از ام ابیها خانه اش یاس در آشوب این باد و بلا شد به مهر شیر یزدان مبتلا حیدر آمد سوی پیغمبر به راز تا نماید پیش او عرض نیاز لب فروبست از حیا شیر خدا خواند در دل میل او را مصطفا گفت جز تو کی سزای فاطمه ست عقدتان را صاحب اسرار بست چون اجازت از رسول حق گرفت یاس در باغ علی رونق گرفت در سخاوت شهره ی عالم شدند مهر و ماه آیینه دار هم شدند فاطمه در مهربانی فرد بود خانه اش دارا شفای درد بود شد چراغ عالم آرا خانه اش بر زبان ها چیره شد افسانه اش مکه در آرامش بعد از نبرد روزها رفت و شکایت کس نکرد
  • تا چراغ وحی پر آوازه شد عهد ما کان محمد تازه شد تا ر شد خورشید مشرق بی رسول چیره شد اندوه بر جان بتول ماند بی یاور علی در ماجرا عشق شد پنهان و محنت بر ملا گوهر عصمت پریشان از دو سوی قصه ی مرگ رسول و حزن شوی حلقه زن بر گرد شمع مصطفا در شب دلتنگی اهل کسا مصطفا فرمود دنیا ساعتی ست مرگ می آید زمانی چاره چیست یاس می پژمرد کم کم در فراق داغ چون آمد چه سود از اشتیاق داغ سنگینی که درمانش نبود چاره ای جز بیت الاحزانش نبود در غلتان از جگر بر می کشید ساغر ناباوری سر می کشید سالهای سخت و پنهان علی فاطمه جان تو و جان علی شمع غربت سوز ما بی تاب بود یاس می پژمرد و قحط آب بود
  • من نمی دانم کجا دیدم به خواب جان من بیدار بود از اضطراب تیغ بر کف در سیاهی سایه ای قاصدی بی حاصلی بی مایه ای حلقه زد بر در شبی دور از ادب شعله ور داغی نهفته زیر لب آنچه می دیدم فقط در خواب بود پشت در یاقوت غلتان علی مایه ی آرامش جان علی من نمی دانم کجا دیدم به خواب باز شد در سوی زهرا با شتاب من نمی دانم این داغ از کجا ریخت در دامن آل مصطفا من نمی دانم کجا دیدم به خواب جان من بیدار بود از اضطراب جز به سوی دوست ماندن چاره چیست باز کن دکان که وقت عاشقی ست

مشخصات موسیقی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی