display result search
منو

حریر شبنم

  • 8 قطعه
  • 7':03" مدت زمان
  • 295 دریافت شده
موسیقی دستگاهی
مجید درخشانی (تار)
شاهو عندلیبی (نی و دف)
کاوه معتمدیان (کمانچه)
مهرداد ناصحی ( قیچک آلتو)
آزاد میرزاپور (تار)
امین گلستانی (عود، بم تار)
کامران یعقوبی (تنبک)
ایوب صادقی نژاد ( تنبک)
نسترن هاشمی (سنتور)
شاهین صفایی ( بم تار)
سپهر لاجوردی (تار)
ارسلان پالیزبان (تنبور)

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 5:41
    فریاد از آن نرگس مستی که تو داری آه از دل بیگانه پرستی که تو داری ترسم که یک از اهل وفا زنده نماند در کشتن این طایفه دستی که تو داری
  • 4:23
    بوی زلفت در جهان افکنده ‌ای خویشتن را بر کران افکنده‌ ای می نیایی در میان عاشقان عاشقان را در گمان افکنده‌ ای هر که را دردی است اندر عشق تو خویشتن در پیش آن افکنده ‌ای (عطار)
  • 5:53
    ای ساربان آهسته ران کارام جانم می ‌رود و آن دل که با خود داشتم با دلستانم می ‌رود من مانده‌ ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌ رود گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون پنهان نمی‌ ماند که خون بر آستانم می‌ رود محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان کز عشق آن سرو روان گویی روانم می‌ رود با آن همه بیداد او وین عهد بی‌ بنیاد او در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می ‌رود در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می ‌رود (سعدی)
  • 7:39
    بنال بلبل اگر با منت سر یاری ست که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاری ست در آن زمین که نسیمی وزد ز طره دوست چه جای دم زدن نافه‌ های تاتاری ست قلندران حقیقت به نیم جو نخرند قبای اطلس آن کس که از هنر عاری ست سحر کرشمه چشمت به خواب می‌دیدم زهی مراتب خوابی که به ز بیداری ست دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ که رستگاری جاوید در کم آزاری ست (حافظ)
  • 8:09
    ای مهربان ‌تر از برگ در بوسه‌ های باران بیداری ستاره در چشم جویباران آیینه نگاهت پیوند صبح و ساحل لبخند گاهگاهت صبح ستاره باران باز آ که در هوایت خاموشی جنونم فریادها برانگیخت از سنگ کوهساران ای جویبار جاری زین سایه برگ مگریز کاین گونه فرصت از کف دادند بی شماران وین نغمه ی محبت بعد از من و تو ماند تا در زمانه باقی ست آواز باد و باران (محمدرضا شفیعی‌ کدکنی)
  • 4:23
    ای لاله واژگون سرت بالا کن زان سلسله‌ ی زلف دو تار را وا کن چشمم نگران ساقه‌ ی تاب تو بود برگت بفکن قیامتی بر پا کن گفتی که به سر شور تو را دارم و بس بر خاک دلم بذر تو می‌ کارم و بس گر عهد تو این بود که ما در همه عمر از چشم ترم ظلم تو می بارم و بس زان دم که دلم را به دل تو کار افتاد عقلم به کف کودک بازار افتاد وین کهنه طبیب همه رندان هیهات بر درگه آن نرگس بیمار افتاد در باز ی عشق جان و تن سوخته ایم این نرد بلا را ز که آموخته ایم صد شکوه ز معشوق به دل ماند و دریغ لبها به نخ طره ی او دوخته ایم (شهرام اقوامی)
  • 6:42
    به مژگان خاک چینم زین گذرگاه که شاید بگذرد دلبر از این راه آخ به آب دیده نم پاشم در این جا که گرد راه ننشیند بر آن ماه ز هجرانت دل دیوانه دارم به صحرای غمت کاشانه دارم به امید وصالت ای گل من چو بلبل ناله ی مستانه دارم اگر خواهی بسوزانی جهان را رخی بنما بیفشان گیسوان را بت فایز اشارت کن به ابرو بکش تیغ و بکش پیر و جوان را (فایز دشتستانی)
  • 7:03
    ساقیا میخانه واکن دل خمار آورده ‌ام از برایش صد هزاران غصه بار آورده ‌ام آنقدر در خلوتم زلف کمندش بافم تا چو حلاج عاقبت سر را به دار آورده ‌ام روی خاکی از محبت زیر بارانی ز اشک جای خرمن‌ های گل خروار خار آورده ‌ام که عهد شیرین کام فرهاد دگر می پرورد بیستون را من به سفتن چشمه سار آوارده ام مدعی را وعده ای از آسمان دل می برد من فلک را زیر پاهای نگار آورده ام هر غباری از پی رد سواری می رسد بی سواری در افق تنها غبار آورده ام آنکه صیاد دلم بود از در چشمم گذشت خود منم کان شیر را پیش شکار آورده ام (شهرام اقوامی)

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

  • کاربر مهمان
    خدا حفظشون کنه عالی
  • کاربر مهمان
    واقعا دمش گرم
  • کاربر مهمان
    نفست گرم ،واقعا آدم لذت میبره 🌹🌹❤️

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی