تصنیف هایی در فضای موسیقی دستگاهی
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
4:25نه راحت از فلک جویم نه دولت از خدا خواهم وگر پرسی چه می خواهی تو را خواهم تو را خواهم نمی خواهم که با سردی چو گل خندم ز بی دردی دلی چون لاله با داغ محبت آشنا خواهم تو را خواهم تو را خواهم چنان با جان من ای غم درآمیزی که پنداری تو از عالم مرا خواهی من از عالم تو را خواهم تو را خواهم تو را خواهم به سودای محالم ساغر مِی خنده خواهد زد اگر پیمانه ی عیشی درین ماتم سرا خواهم نیابد تا نشان از خاک من آیینه ی رخساری رهی خاکستر خود را هم آغوش صبا خواهم من از عالم تو را خواهم تو را خواهم تو را خواهم رهی معیری
-
7:01عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشت حیف و صد حیف که آن دولت بیدار گذشت آفتابی زد و ویرانه ی دل روشن کرد لیک افسوس که زود از سر دیوار گذشت خیره شد چشم دل از جلو ی مستانه ی او تا زدم چشم به هم مهلت دیدار گذشت برو ای ناصح مجنون ز پی کار دگر نقش بر آب مزن ، کار من از کار گذشت تا ببینی دل ما را که ز عالم ببرید تا بدانی غم ما را که ز غمخوار گذشت عماد خراسانی
-
6:24دلداده ام بر باد بر هرچه باداباد مجنون تر از لیلی ، شیرین تر از فرهاد آب از تو طوفان شد خاک از تو خاکستر از بوی تو آتش در جان باد افتاد هر قصر بی شیرین چون بیستون ویران هرکوه بی فرهاد کاهی به دست باد هفتاد پشت ما از نسل غم بودند ارث پدر ما را اندوه مادرزاد از خاک ما در باد بوی تو می آید تنها تو می مانی ما می رویم از یاد قیصر امین پور
-
5:36نشود فاش کسی آن چه میان من و توست تا اشارت نظر نامه رسان من و توست گوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران من و توست گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست گو بهار دل و جان باش و خزان باش ، ار نه ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل هر کجا نامه ی عشق است نشان من و توست سایه ز اتشکده ی ماست فروغ مه و مهر وه از این اتش روشن که به جان من و توست هوشنگ ابتهاج


کاربر مهمان