display result search
منو

طعم تصنیف

  • 9 قطعه
  • 5':57" مدت زمان
  • 103 دریافت شده
موسیقی دستگاهی، راهگردانی در دستگاه نوا
عیسی غفاری : تار
پویان جمشیدی : دایره و سازهای کوبه ای
سهیل صادقی و علیرضا دریایی : کمانچه
بابک میرازیی : عود
حامد زند کریمخانی : تنبک

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 7:33
    چو گل هر دم به بویت جامه بر تن کنم چاک از گریبان تا به دامن من از دست غمت مشکل برم جان ولی دل را تو آسان بردی از من مکن کز سینه‌ام آه جگر سوز برآید همچو دود از راه روزن
  • 4:18
  • 16:45
    زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست راه هزار چاره گر از چارسو ببست تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان بگشود نافه‌ای و در آرزو ببست شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو ابرو نمود و جلوه‌گری کرد و رو ببست مطرب چه پرده ساخت که در پرده‌ی سماع بر اهل وجد و حال در های و هو ببست یا رب چه غمزه کرد صراحی که خون خم با نعره‌های قلقلش اندر گلو ببست مطرب چه پرده ساخت که در پرده سماع بر اهل وجد و حال در های و هو ببست حافظ هر آن که عشق نورزید و وصل خواست احرام طوف کعبه دل بی وضو ببست
  • 5:00
    تلخی نکند شیرین ذقنم خالی نکند از می‌دهنم عریان کندم هر صبحدمی گوید که بیا من جامه کنم از ساغر او گیج است سرم از دیدن او جان است تنم تنگ است بر او هر هفت فلک چو می‌رود او در پیرهنم می گفت که تو در چنگ منی من ساختمت چونت نزنم من چنگ توام بر هر رگ من تو زخمه زنی من تن تننم از ساغر او گیج است سرم از دیدن او جان است تنم تنگ است بر او هر هفت فلک چون می رود او در پیرهنم
  • 3:52
    سر فتنه دارد دگر روزگار من و مستی فتنه‌ی چشم یار همی دارم از دور گردون شگفت ندانم که را خاک خواهد گرفت اگر رند مغ آتشی می‌زند ندانم چراغ که بر می‌کند مغنی بساز آن نو آیین سرود بگو با حریفان به آواز رود که از آسمان مژده نصرت است مرا با عدو عاقبت فرصت است مغنی نوای طرب ساز کن به قول وغزل قصه آغاز کن که بار غمم بر زمین دوخت پای به ضرب اصولم برآور ز جای
  • 13:34
    می‌روم وز سر حسرت به قفا می‌نگرم خبر از پای ندارم که زمین می‌سپرم می‌روم بی دل و بی یار نه مرد سفرم خاک من زنده به تأثیر هوای لب توست سازگاری نکند آب و هوای دگرم هر نوردی که ز طومار دلم باز کنی حرف‌ها بینی آلوده به خون جگرم آتش خشم تو برد آب من خاک آلود بعد از این باد به گوش تو رساند خبرم گر به دوری سفر از تو جدا خواهم ماند شرم بادم که همان سعدی کوته نظرم
  • 4:16
  • 3:52
  • 5:57
    رستم از این بند و بلا زنده بلا مرده بلا زنده و مرده وطنم نیست به جز فضل خدا رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازل مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا آینه‌ام آینه‌ام مرد مقالات نه‌ام دیده شود حال من ار چشم شود گوش شما تا که خرابم نکند کی دهد آن گنج به من تا که به سیلم ندهد کی کشدم بحر عطا زنده و مرده وطنم نیست به جز فضل خدا رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازل مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا آینه‌ام آینه‌ام مرد مقالات نه‌ام دیده شود حال من ار چشم شود گوش شما تا که خرابم نکند کی دهد آن گنج به من تا که به سیلم ندهد کی کشدم بحر عطا

مشخصات موسیقی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی