display result search
منو

همچون گذشته‌ها

  • 6 قطعه
  • 7':16" مدت زمان
  • 69 دریافت شده
بازخوانی ترانه های قدیمی ساخته ی همایون خرم

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 5:50
    با تو ای آشنا همچون گذشته ‌ها عشق نهان در سینه ‌ی من پا گرفته رنگی دگر در چشم من دنیا گرفته باز آمدی ای آشنا تا من ز شادی پر بگیرم آن شور و حال رفته را چون آمدی از سر بگیرم همچون گل آمدی ای نوبهارم پایان بخشیده ای بر انتظارم در مقدم تو چون ابر بهاری از شوق روی تو اشکی ببارم باز آمدی ای آشنا تا من ز شادی پر بگیرم آن شور و حال رفته را چون آمدی از سر بگیرم با تو ای آشنا همچون گذشته ها عشق نهان در سینه من پا گرفته رنگی دگر در چشم من دنیا گرفته دوباره گوئی صبا ز گلشن شکوفه آرد به کلبه من
  • 5:38
    ‏ باز آمدی ای آشنا تا من ز شادی پر بگیرم آن شور و حال رفته را چون آمدی از سر بگیرم همچون گل آمدی ای نوبهارم پایان بخشیده ای بر انتظارم در مقدم تو چون ابر بهاری از شوق روی تو اشکی ببارم باز آمدی ای آشنا تا من ز شادی پر بگیرم آن شور و حال رفته را چون آمدی از سر بگیرم با تو ای آشنا همچون گذشته ها عشق نهان در سینه من پا گرفته رنگی دگر در چشم من دنیا گرفته دوباره گوئی صبا ز گلشن شکوفه آرد به کلبه من باز آمدی ای آشنا تا من ز شادی پر بگیرم آن شور و حال رفته را چون آمدی از سر بگیرم
  • 5:48
    اگر چه ناروا بسی دل مرا شکسته‌ای ببین عزیزتر ز جان به شعر من نشسته‌ای به شعر من نشسته‌ای چنان که آرزو به دل به پای تو نشسته ام ز روی آرزو خجل که پای آرزو به گل ببین که دست ارزو به گردنت نمیرسد چو گرد ره اگر شود به دامنت نمیرسد نشسته‌ای به شعر من چنان که سرو در کمند ز کوی ما مرو چنین مرو چنین بیا ببین ببین که داغ تو به شعر من نهاده می شود ز نام تو به شعر من مسیح زاده میشود نگاه کن نگاه کن که جان گرفته شعر من نگاه کن نگاه کن توان گرفته شعر من به بیت بیت خود تو را زبان گرفته شعر من
  • 4:55
    شب هجران شد سپری به سر آمد بی ‌خبری ز چه از من همچو پری تو جدا بودی تو کجا بودی تو شدی از دیده نهان من بیدل خسته ز جان نگران کز دیده نهان تو کرا بودی تو کجا بودی سخن از شبهای درازم به تو گوید نغمه ی سازم به سرم زن دست نوازش که بر افتد پرده ز رازم می سوزم می سازم تو صبح روشن بهاری منم چو شمع خلوت شب تبسمی کن و عیان شو که جان من رسیده بر لب منم آن چنگی که طرب زاید ز نوازش ها به خروش آید نغمه زنم که وقت طرب آمده این همه مهر تو ام عجب آمده در غم تو ام جان به لب آمده تو کجا بودی که شفا بودی
  • 5:58
    کبوترم که بنگرم بامت را رها شوم چو بشنوم نامت را تو بی‌نشان نشان من به هر جا گفتی تو خود مرا سروده‌ای غزل‌ها گفته‌ای ز بی کران به تشنگان تویی دریا تر ز خود اگر رها شوم تویی پیدا تر مرا ببر به کودکی به مولیان رودکی ببرم به آن شهری که بود چو آیینه نباشد آنجا اثری ز رنج و کینه ای در شبانه ها ماه و پروینم چشم کبود تو درد و تسکینم افسانه خوان به گوشم ای شیرینم شاید بخوابم و خوابت را بینم غم سازم همه رازم به تو گفتم تو بهاری ز تو گفتم که شکفتم بیا ببین که چون چشمت بیمارم ستاره خفت و من هر شب بیدارم یا رب خدا یا رب
  • 7:16
    به دامن شب‌ها تا سحرم ستاره بارد از چشم ترم چون نقش رخت نمی‌شود دور از نظرم محو تو شدم چنان که از خود بیخبرم ز آه سوزانم بیخبری به خرمن جانم چون شرری ای آفت جان چه میکنی با دلشدگان از تو نبود نصیب ما جز اشک روان تو حال من میدانی بیا ای گل چرا ز خود میرانی مرا ای گل چرا تو از خاطر بردی یارم مگر چو اشک از چشمت افتادم من ناله کنم ز عشق تو چون مرغ سحر تو خنده زنی به ناله ام همچون گل تر از شکنجه ی غمها در فغان و آهم دل به عشق تو دادم این بود گناهم به تو غم دل را چرا نگویم ز تو علاج درد خود چرا نجویم چرا نگویم به چون تو یاری دردم را ز آتش عشقت چرا نسوزم به درد و داغ عاشقی چرا نسازم چرا نریزم به خاک راهت گردم را

مشخصات موسیقی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

  • کاربر مهمان
    سلام. چرا آهنگ های این آلبوم نمیشه دانلود کرد؟

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی