موسیقی دستگاهی
نوازنده ی سنتور : حسین پرنیا
نوازنده ی سنتور : حسین پرنیا
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
8:48باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است این صبح تیره باز دمید از کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله در هم است گویا طلوع می کند از مغرب آفتاب کاشوب در تمامی ذرات عالم است گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست این رستخیز عام که نامش محرم است محتشم کاشانی
-
1:15
-
4:24بر خان غم چو عالمیان را صلا زدند اول صلا به سلسله ی انبیا زدند نوبت به اولیا که رسید آسمان تپید زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها افروختند و در حسن مجتبی زدند بس تیشه ی ستیزه در آن دشت کوفیان بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند اهل حرم دریده گریبان ، گشوده مو فریاد بر در حرم کبریا زدند محتشم کاشانی
-
4:38کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی وین خرگه بلند ستون بی ستون شدی کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت یک شعله برق خرمن گردون دون شدی کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک جان جهانیان همه از تن برون شدی کاش آن زمان که کشتی آل نبی شکست عالم تمام غرقه ی دریای خون شدی گر انتقام آن نفتادی بروز حشر با این عمل معامله ی دهر چون شدی محتشم کاشانی
-
6:05روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار موجی به جنبش آمد و برخاست کوه کوه ابری به بارش آمد و بگریست زار زار گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن گفتی فتاد از حرکت چرخ بی قرار عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر افتاد در گمان که قیامت شد آشکار وان خیمه ای که گیسوی هورش پناه بود شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار با آن که سر زد آن عمل از امت نبی روح الامین ز روح نبی گشت شرمسار وانگه ز کوفه خیل علم رو به شام کرد نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد
-
8:03ای مونس شکسته دلان حال ما ببین ما را غریب و بی کس و بی آشنا ببین اولاد خویش را که شفیعان محشرند در ورطه ی عقوبت اهل جفا ببین تن های کشتگان همه در خاک و خون نگر سرهای سروران همه بر نیزه ها ببین آن تن که بود پرورشش در کنار تو غلطان به خاک معرکه ی کربلا ببین
-
7:02بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد شور و نشور و واهمه را در گمان فتاد هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند هم گریه بر ملایک هفت آسمان فتاد هرجا که بود آهویی از دشت پا کشید هرجا که بود طایری از آشیان فتاد شد وحشتی که شور قیامت ز یاد رفت چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد بر زخم های کاری تیغ و سنان فتاد ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان بر پیکر شریف امام زمان فتاد پس با زبان پر گله آن بضعة الرسول رو در مدینه کرد که یا ایها الرسول
-
3:52این کشته ی فتاده به هامون حسین توست وین صید دست و پا زده در خون حسین توست این نخل تر کز آتش جان سوز تشنگی دود از زمین رسانده به گردون حسین توست این ماهی فتاده به دریای خون که هست زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست این غرقه ی محیط شهادت که روی دشت از موج خون او شده گلگون حسین توست
-
8:18کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا در خاک و خون فتاده ی میدان کربلا گر چشم روزگار بر او زار می گریست خون می گذشت از سر ایوان کربلا نگرفت دست ، دهر گلابی به غیر اشک زان گل که شد شکفته به بستان کربلا زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد فریاد العطش ز بیابان کربلا
-
3:23ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند یک باره بر جریده ی رحمت قلم زنند ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر دارند شرم کز گنه خلق دم زنند فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت گلگون کفن به عرصه ی محشر قدم زنند جمعی که زد بهم صف شان شور کربلا در حشر صف زنان صف محشر بهم زنند از صاحب حرم چه توقع کنند باز آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند
-
5:22خاموش محتشم که دل سنگ آب شد بنیاد صبر و خانه ی طاقت خراب شد خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد خاموش محتشم که ز سوز تو آفتاب از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین جبریل را ز روی پیمبر حجاب شد
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
