آلبوم موسیقی دستگاهی در سوگ محمدرضا لطفی
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
8:04بیایید ، بیایید که جان دل ما رفت بگریید ، بگریید که آن خنده گشا رفت برین خک بیفتید که آن آلاله فرو ریخت برین باغ بگریید که آن سرو فرا رفت درین غم بنشینید که غم خوار سفر کرد درین درد بمانید که امید دوا رفت دگر شمع میارید که این جمع پرکند دگر عود مسوزید کزین بزم صفا رفت لب جام مبوسید که آن ساقی ما خفت رگ چنگ ببرید که آن نغمه سرا رفت رخ حسن مجویید که آن اینه بشکست گل عشق مبویید که آن بوی وفا رفت نوای نی او بود که سوط غزلم داد غزل باز مخوانید که نی سوخت ، نوا رفت ازین چشمه منوشید که پر خون جگر گشت بدین تشنه بگویید که آن آب بقا رفت سر راه نشستیم و نشستیم و شب افتاد (هوشنگ ابتهاج)
-
3:22کمانچه : صمد برقی
-
3:22
-
3:33در این شب تنهایی سرگشتگی شیدایی جنون زد به جانم از هر دمم برخیزد از آتشم زرخیزد ببارد خزانم
-
4:13
-
4:08سنتور : علیرضا جواهری
-
8:11هوای روی تو دارم ، نمی گذارندم مگر به کوی تو این ابرها ببارندم مگر در این شب دیر انتظار عاشق کُش به وعده های وصال تو زنده دارندم مرا که مست توام این خمار خواهد کشت نگاه کن که به دست که می سپارندم سَری به سینه فرو برده ام مگر روزی چو گنج گم شده زین کنج غم برآرندم غمم نمی خورد ایام و جای رنجش نیست هزار شکر که بی غم نمی گذارندم هنوز دست نشسته ست غم ز خوندلم چه نقش ها که ازین دست می نگارندم (هوشنگ ابتهاج)
-
7:23در این شب تنهایی سرگشتگی شیدایی جنون زد به جانم از هر دمم غم خیزد از آتشم زهر خیزد ببارد خزانم
-
4:05هوشمند عبادی
-
4:44من دگر سوی چمن هم سر پروازم نیست که پر بازم هست دل بازم نیست آشیان ساختن ارزانی مرغان چمن آشیان سوختهام من که هم آوازم نیست ساز اگر دم زنم از آتش من میسوزد گو بسوزد که غم سوختن سازم نیست ای که گاهت سر ناز است و گهی روی نیاز من همان روی نیازم که سر نازم نیست چون توانم که سر آرم به دم ساز که ساز همه از سر کندم باز که دمسازم نیست نی به نای غم خود زن که نوایی دارد من دگر ساز دل قافیه پردازم نیست مطربم گو به سلامت برو و ساز ببر که به سر شوری از آن سلمک و شهنازم نیست (محمدحسین شهریار)
-
6:12


کاربر مهمان