کنسرت موسیقی دستگاهی اجرای گروه شهناز، 1395
اعضای گروه موسیقی «شهنازی»
داریوش پیرنیاکان (سرپرست گروه، آهنگساز و نوازنده تار)
حمیدرضا نوربخش (خواننده)
حمیدرضا عاطفی (مدیر گروه)
بهداد بابایی (نوازنده عود و سهتار)
سیامک جهانگیری (نوازنده نی)
روزبه رحیمی (نوازنده سنتور)
آرش فرهنگفر (نوازنده تنبک)
آرش کامور (نوازنده کمانچه)
حامد جوکار (نوازنده تارباس)
قاسم رحیم زاده (نوازنده تار)
کامیار نعمت اللهی (نوازنده تار)
یاسر بیات (نوازنده کمانچه)
زکریا یوسفی (نوازنده دف و بندیر)
اعضای گروه موسیقی «شهنازی»
داریوش پیرنیاکان (سرپرست گروه، آهنگساز و نوازنده تار)
حمیدرضا نوربخش (خواننده)
حمیدرضا عاطفی (مدیر گروه)
بهداد بابایی (نوازنده عود و سهتار)
سیامک جهانگیری (نوازنده نی)
روزبه رحیمی (نوازنده سنتور)
آرش فرهنگفر (نوازنده تنبک)
آرش کامور (نوازنده کمانچه)
حامد جوکار (نوازنده تارباس)
قاسم رحیم زاده (نوازنده تار)
کامیار نعمت اللهی (نوازنده تار)
یاسر بیات (نوازنده کمانچه)
زکریا یوسفی (نوازنده دف و بندیر)
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
8:33
-
5:30دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرسکه چنان ز او شدهام بی سر و سامان که مپرس/کس به امید وفا ترک دل و دین مکنادکه چنانم من از این کرده پشیمان که مپرس/زاهد از ما به سلامت بگذر کاین می لعلدل و دین میبرد از دست بدان سان که مپرس/پارسایی و سلامت هوسم بود ولیشیوهای میکند آن نرگس فتان که مپرس
-
7:14در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشمعاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم/با عقل آب عشق به یک جو نمی رودبیچاره من که ساخته از آب و آتشم /پروانه را شکایتی از جور شمع نیستعمریست در هوای تو میسوزم و خوشم/شهریار
-
4:14
-
7:33از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگرانرفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگرانما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردیتو بمان و دگران وای به حال دگراندل من دار که در زلف شکن در شکنتیادگاریست ز سر حلقه شوریده سراندل چون آینه اهل صفا می شکنندکه ز خود بی خبرند این ز خدا بیخبران
-
5:55تو بودی که آسان ربودی دلم را به طوفان سپردی همه حاصلم رامن آن سایه بودم که در آرزویت نشستم به پایت شدم خاک کویت به بوی تو اغشته اینک هوایم که بغضی شگسته چنین در صدایم پس از تو ندارم نشان از جوانی تو رفتی مه از من نماند نشانیدل از من شکستی دل از من بریدی چه دیدی که از من رمیدیچه غمها نشسته کنون بر دل من که آسان گذشتی تو از مشکل منتو بوی بهاری ولی سرگرانی دریغ از تو ای گل که با دیگرانیمن آن بی نصیبم که با تو نشستم من آن بی شکیبم که در خود شکستمبه غیر از ترانه که میخواند از من پس از تو به خانه چه میمانداز من
-
6:35خوش خرامان میروی ای جان جان بیمن مروای حیات دوستان در بوستان بیمن مروای فلک بیمن مگرد و ای قمر بیمن متابای زمین بیمن مروی و ای زمان بیمن مرواین جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوش استاین جهان بیمن مباش و آن جهان بیمن مرودیگرانت عشق میخوانند و من سلطان عشقای تو بالاتر ز وهم این و آن بیمن مرو
-
6:48آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کندبر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کنداول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام ویوان گه به یک پیمانه می با من وفاداری کنددلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از اونومید نتوان بود از او باشد که دلداری کندگفتم گره نگشودهام زان طره تا من بودهامگفتا منش فرمودهام تا با تو طراری کندپشمینه پوش تندخو از عشق نشنیدهاست بواز مستیش رمزی بگو تا ترک هشیاری کندزان طره پرپیچ و خم سهل است اگر بینم ستماز بند و زنجیرش چه غم هر کس که عیاری کند
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
