display result search
منو

تهران عاشق

  • 10 قطعه
  • 3':33" مدت زمان
  • 6081 دریافت شده
آلبومی از ترانه‌های پاپ ارکسترال

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • شهر بارانی و من بی تو پریشان مانده امدر هوایت سالها محتاج باران مانده اماز همان دیدار ما در کوچه های خاطرهمن اسیر خاک دامن‌ گیر تهران مانده اممانده بر پیراهن هر سنگفرش کهنه ایرد پاهایی که با هم هر قدم برداشتیمهر زمان با یاد تو پا می نهم هر جای شهریادگار آرزوهایی‌ ست که با هم داشتیمبا عاشقی زیباست اگر زیباست تهرانزیباییش بیداری شب هاست تهرانهر کوچه ای یک داستان عاشقانه استهر خانه اش آکنده از رویاست تهرانشهر من ای سر زمین پر فراز و پر نشیبشانه های محکم همچون دماوندت منمعشق اگر آوازه ی میدان آزادی توستتا همیشه عاشق تن های در بندت منمبا عاشقی زیباست اگر زیباست تهرانزیباییش بیداری شب هاست تهرانهر کوچه ای یک داستان عاشقانه استهر خانه اش آکنده از رویاست تهران
  • چه نصیب بردی ای دل به جز آتش جداییشب و روز بی‌قراری همه عمر بی وفاییدل از آشنا پیامی به نویدی نشنیدینه ز دشمن انتظاری نه به دوستان امیدیز فراق تو رسیده غم و دل به تار موییمن و شوق آشنایی چه محال آرزوییدل از آرزوی رویت که ندید جز سرابیچه گریز داری ای عمر که اسیر در شتابیمگر از خیال پرواز چه نصیب شد حصاریکه ز توسن جوانی چه بماند جز غباریچو مسیح زنده ام کن به دمی که می توانیکه نفس بریده ای را تو به آرزو رسانی
  • نشسته کوه غمش امشب به شانه‌های نحیف من چکانده زهر جدایی را به جام عشق حریف من رسیده یاد پرآشوبش به کوچه‌های دل تنگمشکسته شیشه‌ی صبرمرا به سنگ کینه گل سنگممن از بهار چه می‌خواهمبه جز نسیم وفاداری از این غرور چه می‌خواهمکمی صبوری، خویشتنداری خیال می‌دهدم گریهسکوت می‌دهدم ماتممن از تو رانده شدم مثل بهشت و مرثیه آدمچه عادتی است که بعد از تو همیشه کنج قَفس باشمبرای زیستنم هربار …گدای یک دو نفس باشم شکست می‌دهم این غم راطلسم بسته بالم را اگرچه بر سر من عشقتخراب می‌کند عالم را شکست می‌دهم این غم راطلسم بسته بالم را اگرچه بر سر من عشقتخراب می‌کند عالم را
  • می آفرینی توامان شور و پریشانیچون بوسه ای که داغ می کارد به پیشانیمشکل دلت را می دهی جایی که من هستماما دلم را می بری هر جا به آسانیهر کس دلی آباد بگذارد به پای توجا می‌گذاری در دلش یک شهر ویرانیزخمم مزن با دیگران خندیدنت از دورهرگز مکن کاری که باز آرد پشیمانیپلکی بزن وا کن حصار چشمهایت راتا لحظه ای آرام گیرد مرغ زندانیامشب کمی آرام بنشین روبروی منتا دل زنم یکباره بر دریای طوفانیصیادم و در دام صید خویش افتادههرگز نباشد اینچنین صیاد قربانی
  • من برای عاشقی ها ساده بودمدر غم وابستگی افتاده بودمپای عهدی که نبستی مانده بودمغربتم را از نگاهت خوانده بودممن در این دلدادگی آوارگی درمانده بودمپشت قاب پنجره بی خاطره مانده بودمبی تو در فصل دلشوره ها بهت آیینه ها غربت کوچه ها جا ماندمبی تو از عشق و دلدادگی درد و دیوانگی تلخی زندگی می‌خواندمتنها دل و غم دلواپس هم افسوس افسوستنها دل و غم دلواپس هم افسوس افسوستو رفته ای و در دلم می مانیخیال و حسرت مرا می دانیبیا رها مکن دل شکسته ام راببین که بی تو از همه دلگیرماز این جدایی عاقبت می میرمبیا ببین دل به غم نشسته ام راتنها دل و غم دلواپس هم افسوس افسوساز بی تو شدن دیوانه شدن افسوس افسوس
  • تو را چو پاره تنم می دانمدلیل زنده بودنم می خوانمترانه و سرود من سرشت و تار و پود منبهانه‌ سجود من ایرانمبهار بی خزان من شکوه آسمان منبهشت جاودان من ایرانمبر لوح دلم ثبت است ای وطن نامت تا ابدتا پای جان در رهت ما دل سپرده ایمتاریخ این مرز و بوم جاودان می شودترانه و سرود من سرشت و تار و پود منبهانه‌ سجود من ایرانمبهار بی خزان من شکوه آسمان منبهشت جاودان من ایرانمتو را چو پاره تنم می دانمدلیل زنده بودنم می خوانمترانه و سرود من سرشت و تار و پود منبهانه‌ سجود من ایرانم بهار بی خزان منشکوه آسمان من بهشت جاودان من ایرانم
  • ببین ای آشنای غربت تنهایی منمن از آرامش دریایی این عشق لبریزمشبیه رودهای مست و پر پیچ و خم عاشقبه اقیانوس بی پایان چشمان تو می ریزمزیبایی دنیای من آیینه چشمان توستبا من بمان تا بیکران ، تا بیکران با من بمانپایان دلتنگی من لبخند بی پایان توستتا آخر این داستان با من بمان با من بمانچشمان تو دنیای من رویای من دنیای تودر غربت عشقت منم زندانی تنهای توای آرزوی ماندگار ای حسرت بی انتهادرگیر چشمان توام تا انتهای ماجرازیبایی دنیای من آیینه چشمان توستبا من بمان تا بیکران ، تا بیکران با من بمانپایان دلتنگی من لبخند بی پایان توستتا آخر این داستان با من بمان با من بمان
  • می نویسم عشق اما عشق با من یار نیستجز غم تو با دل من هیچکس غمخوار نیستقصه دیدار ما دیدار ماه و آفتابمی گریزد عمر و هرگز فرصت دیدار نیستمی توانستی که با اکسیر عشقجاودان مانی و زیباتر شویبا من این مجنون از خود دورتراز تو می خواهم که لیلاتر شویعشق یعنی با خیال یار مجنون تر شدنهر که عاشق می شود دیوانه است بیمار نیستزندگی با آفتاب عشق زیبا می شودعشق یکبار است و دیگر مهلت تکرار نیستمی توانستی که با اکسیر عشقجاودان مانی و زیباتر شویبا من این مجنون از خود دورتراز تو می خواهم که لیلاتر شوی
  • نگاه مهربان تو پناه آخر من با یادت جهان من آشوب است در عشقت هوای مردن خوب است خاموشی بهای عشق است میدانم که برده ای از یادم بی تابم که داده ای بر بادم تنهایی سزای عشق است پنهان نکردم شوقم شورم عشقم را من از تو پیدا نبودی سرگشته بودم در من شکسته بغضم روحم قلبم از رفتن تو با من نبودی آشفته بودم پیدا نبودی سرگشته بودم بی یادت از این جهان دلگیرم در عشقت چه بی ثمر میمیرم

مشخصات موسیقی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی