آلبوم موسیقی دستگاهی ساخته سهیل ایوانی به اهتمام فریدون شهبازیان، 1373
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
8:10چندان که گفتم غم با طبیباندرمان نکردند مسکین غریبانیا رب امان ده تا بازبیندچشم محبان روی حبیبانیا رب امان ده تا بازبیندچشم محبان روی حبیبانحافظ چه نالی گر وصل خواهیخون بایدت خورد در گاه و بیگاهآیین تقوا ما نیز دانیملیکن چه چاره با بخت گمراهجانا چه گویم شرح فراقتچشمی و صد نم حبیبم جانی و صد آهمهر تو عکسی بر ما نیفکندآیینه رویا آه از دلت آه
-
2:31
-
10:30حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چندمحرمی کو که فرستم به تو پیغامی چندما بدان مقصد عالی نتوانیم رسیدهم مگر پیش نهد لطف شما گامی چندچون می از خم به سبو رفت و گل افکند نقابفرصت عیش نگه دار و بزن جامی چندپیر میخانه چه خوش گفت به دردی کش خویشکه مگو حال دل سوخته با خامی چندای گدایان خرابات خدا یار شماستچشم انعام مدارید ز انعامی چند
-
9:51عشق تو آتش جانا / زد بر دل من / بر باد غم داد عشقت / آب و گِل منروی تو چون دید دل / بهتر ز لیلیشد بسته زنجیر دام، مجنون دل منوصل تو مشکل مشکل جان دادن آسانیارب کن آسان آسان این مشکل منز من نگارم خبر نداردبه حال زارم نظر نداردخبر ندارم من از دل خوددل من از من خبر نداردکجا رود دل که دلبرش نیستکجا پرد مرغ که پر نداردامان از این عشق فغان از این عشقکه غیر خون جگر نداردهمه سیاهی همه تباهیمگر شب ما سحر نداردشاعر: ملکالشعرای بهار آهنگساز: جهانگیر مراد (حسامالسلطنه)
-
6:06عزم آن دارم که امشب مست مستپای کوبان شیشهی دردی به دستسر به بازار قلندر در نهمپس به یک ساعت ببازم هرچه هستتا کی از تزویر باشم رهنمایتا کی از پندار باشم خودپرستپردهی پندار میباید دریدتوبهی تزویر میباید شکستوقت آن آمد که دستی بر زنمچند خواهم بودن آخر پایبست
-
6:45ای ساقی ما سرمستان جامی بده جانم بستانز همه گریزان ناله خیزان بر تو رو کردمای شاهد بزم آرایم با دیدهی خونبار آیمهمه شب به یادت بادهی غم در سبو کردمچون آتش عشق تو به جان دارد دلصد شعله شرر خود به زبان دارد دلآه سحری سوز دلی سوداییشوق نگهت در دو جهان دارد دلای ساقی ما سرمستان جامی بده جانم بستانز همه گریزان ناله خیزان بر تو رو کردمای شاهد بزم آرایم با دیدهی خونبار آیمهمه شب به یادت بادهی غم در سبو کردمیارب یارا دریاب ما را بنگر به نیازم بر سوز و گدازمای راز و نیاز من ای عطر نماز من در بر نشان ما را یاراای هم نفس من بشکن قفس منامید رهاییها پیوند جداییها در بر نشان ما را یاراسودای شعله شدن سر زد تا از خاکستر منمی ریزد دست جنون هر دم باده در ساغر منای ساقی ما سرمستان جامی بده جانم بستانز همه گریزان ناله خیزان بر تو رو کردمای شاهد بزم آرایم با دیده خونبار آیمهمه شب به یادت باده غم در سبو کردمشاعر محمدعلی چاوشی ؛ آهنگساز عباس خوشدل
-
6:03ای دل اگر نخواندت ره نبری به کوی اوبی قدمش کجا توان ره ببری به سوی اوگر نروی به سوی او راست بگو کجا رویهر طرفی که بنگری ملک وی است و کوی اوجام و سبوی او منم غا لیه گوی او منمپیش من آی تا شوی جمله به رنگ و بوی اوتا به گوش جان من رمز الست گفته استهیچ برون نمی رود از دلم آرزوی اوآنچه ز ما شنیده ای آن ز خدا شنیده ایچون همه گفتگوی ما هست ز گفتگوی اوهیچ مجو ز هیچ کس نام و نشان من که منغرق محیط گشته ام از رشحات جوی اورو بر شمس تا دهد از تو خلاص مر تو راخوی بدت بدل کند جمله به خلق و خویاوی دل اگر نخواندت ره نبری به کوی اوبی قدمش کجا توان ره ببری به سوی اوگر نروی به سوی او راست بگو کجا رویهر طرفی که بنگری ملک وی است و کوی اوجام و سبوی او منم غا لیه گوی او منمپیش من آی تا شوی جمله به رنگ و بوی اوتا به گوش جان من رمز الست گفته استهیچ برون نمی رود از دلم آرزوی اوآنچه ز ما شنیده ای آن ز خدا شنیده ایچون همه گفتگوی ما هست ز گفتگوی اوهیچ مجو ز هیچ کس نام و نشان من که منغرق محیط گشته ام از رشحات جوی اورو بر شمس تا دهد از تو خلاص مر تو راخوی بدت بدل کند جمله به خلق و خوی او
-
6:28خداوندا به فریاد دلم رسکس بی کس تویی ما مانده بی کسهمه گویند که طاهر کس ندارهخدا یار مویه چه حا جته کسسرگردان ، سرگردان ، سرگردانمنتوانم روی از تو برگردانممن از تو دوری نتوانم ، نتوانمدمی بنشین تا سوز دل بنشانم ، سوز دل بنشانمبیا جانا دل پر درد ما بینسرشک گرم و آه سرد ما بینغم مهجوری و داغ غریبیهمه بر جان غم پرورد ما بینبیا تا قدر یکدیگر بدانیمکه تا ناگه ز یکدیگر نمانیمنگارینا دل و جان ته داریهمه پیدا و پنهانم ته دارینمی دونم که این درد از که دارمهمی دونم که درمانم ته داری
-
3:43


کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان