display result search
منو

اتاق گوشواره

  • 3 قطعه
  • 4':06" مدت زمان
  • 778 دریافت شده
آلبوم پاپ اجرای گروه دنگ شو

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • یار بیگانه نوازم شرح عشق جانگدازم قصه ‌ای از سوز و سازم با تو می‌ گویم امشب تا که چشمم را گشودم شمع شب های تو بودم شعله زد در تار و پودم آه جانسوزم بر لب تو ندانی که چه کردی به من و دل من به خدا چه غمت از من بی دل تو کجا منِ خسته کجا رهگذاری بی نصیبی بی قراری بی شکیبی تا سحرگه ناله سر کرده نیمه شب‌ ها در سیاهی بی نصیبی بی ‌پناهی از سر کویت گذر کرده یار بیگانه نوازم شرح عشق جانگدازم قصه ‌ای از سوز و سازم با تو می‌ گویم امشب تا که چشمم را گشودم شمع شب های تو بودم شعله زد در تار و پودم آه جانسوزم بر لب به که گویم ، چه بجویم که چه کرده غم تو به ما تو کجایی چه نوایی که کسی نشنیده تو را نیمه شب ها در خیابان عاشقی در زیر باران می نوازد مویه ی مهتاب یاد یارم در میان و رنگ آواز بنان و لغزش آرام من در خواب
  • ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای؟ ای درد و ای درمان من از من چرا رنجیده‌ای؟ ای سرو خوش بالای من ای دلبر رعنای من لعل لبت حلوای من از من چرا رنجیده‌ای؟ بنگر ز هجرت چون شدم سرگشته چون گردون شدم از ناوکت پرخون شدم از من چرا رنجیده‌ای؟ گر من بمیرم در غمت خونم بتا بر گردنت فردا بگیرد دامنت، از من چرا رنجیده‌ای؟ بنگر ز هجرت چون شدم سرگشته چون گردون شدم از ناوکت پرخون شدم از من چرا رنجیده‌ای؟ ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای؟ ای درد و ای درمان من از من چرا رنجیده‌ای؟ من سعدی درگاه تو عاشق به روی ماه تو هستیم نیکوخواه تو جانم چرا رنجیده‌ای؟ گر من بمیرم در غمت خونم بتا بر گردنت فردا بگیرد دامنت، از من چرا رنجیده‌ای؟ بنگر ز هجرت چون شدم سرگشته چون گردون شدم از ناوکت پرخون شدم از من چرا رنجیده‌ای؟ ای یار خوش بالای من ای دلبر رعنای من لعل لبت حلوای من از من چرا رنجیده‌ای؟ گر من بمیرم در غمت خونم بتا بر گردنت فردا بگیرد دامنت، از من چرا رنجیده‌ای؟ ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای؟ ای درد و ای درمان من از من چرا رنجیده‌ای؟ من سعدی درگاه تو عاشق به روی ماه تو هستیم نیکوخواه تو جانم چرا رنجیده‌ای؟ ای یار خوش بالای من ای دلبر رعنای من لعل لبت حلوای من از من چرا رنجیده‌ای؟ گر من بمیرم در غمت خونم بتا بر گردنت فردا بگیرد دامنت، از من چرا رنجیده‌ای؟ ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای؟ ای درد و ای درمان من از من چرا رنجیده‌ای؟ ما سعدی درگاه تو عاشق به روی ماه تو هستیم نیکوخواه تو جانم چرا رنجیده‌ای؟
  • روز با تو، شب به یادت قصه با اسم ِ تو قصه است دل یکی بود و نبود ِ به همیشه ی تو بسته است عقل با تو، دل به یادت خونه با نور ِ تو خونه است روز از نور ِ تو روز ِ نور اولین نشونه است دل یکی بود و نبود ِ حال ِ دل بی تو چگونه است.. من گذشتم از گذشته، واسه فردا بی قرارم جز صدا کردن اسمت، اینجا چاره ای ندارم اسم تو راه فرار ِ ، اسم ِ تو خود ِ قرار ِ روز ِ من بی تو و اسمت شب ِ تاره.. شب ِ تاره.. روز با تو، شب به یادت قصه با اسم ِ تو قصه است دل یکی بود و نبود ِ به همیشه ی تو بسته است برگ ها در دست ِ باد ِ درد از تو یادگار ِ برگ و درد و ناله ی باد تو رو یاد ِ من می آره دل یکی بود و نبود ِ آه اگه بارون بباره.. باز باران با ترانه عکس ِ تو آرام ِخانه عاشقی تو، راست گفتی راست گفتم، عاشقانه عکس ِ تو راه ِ فرار ِ عکس ِ تو خود ِ قرار ِ بی تو و تکرار عکست شب ِ تاره.. شب ِ تاره.. شب ِ تاره.. شب ِ تاره.. روز با تو، شب به یادت، قصه با اسم ِ تو قصه است دل یکی بود و نبود ِ، به همیشه ی تو بسته است

مشخصات موسیقی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی