موسیقی اصیل ایرانی در بزرگداشت شاعر درگذشته مرحوم رهی معیری
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
6:18
-
7:03خیالانگیز و جانپرور چو بوی گل سراپایی نداری غیر از این عیبی که میدانی که زیبایی من از دلبستگیهای تو با آیینه دانستم که بر دیدار طاقت سوز خود عاشقتر از مایی مه روشن میان اختران پنهان نمیماند میان شاخههای گل مشو پنهان که پیدایی کسی از داغ و درد من نپرسد تا نپرسی تو دلی بر حال زار من نبخشد تا نبخشایی من آزردهدل را کس گره از کار نگشاید مگر ای اشک غم امشب تو از دل عقده بگشایی
-
2:33
-
8:33کنون که خسرو گل زد به گلستان خرگاه ز دست ساقی گل چهره جام گلگون خواه اسیر عشقم و از هرچه در جهان فارغ گدای یارم و بر هر که در دو عالم شاه مرا به وصل تو ای گل امیدواری نیست شب فراق دراز است و عمر من کوتاه تفقدی نکند دوست، کوششی ای اشک ترحمی نکند یار، همتی ای آه دو روز نوبت شادی عزیز دار ای گل که نوبهار جوانی خزان شود ناگاه
-
3:42نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی نه جان بی نصیبم را پیامی از دلارامی نه شام بی فروغم را نشانی از سحرگاهی نیابد محفلم گرمی نه از شمعی نه از جمعی ندارد خاطرم الفت نه با مهری نه با ماهی کیم من؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی
-
4:13
-
10:04دل زود باورم را به کرشمهای ربودی چو نیاز ما فزون شد تو به ناز خود فزودی به هم الفتی گرفتیم ولی رمیدی از ما من و دل همان که بودیم و تو آن نه ای که بودی ز درون بود خروشم ولی از لب خموشم نه حکایتی شنیدی نه شکایتی شنودی من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودم تو چرا ز من گریزی که وفایم آزمودی چمن از تو خرم ای اشک روان که جویباری خجل از تو چشمه ای چشم رهی که زنده رودی


کاربر مهمان