آلبوم پاپ
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
4:41تو ستاره ی غریبی تو شکوه باور من شب عاشقی ست یارا بنشین برابر من تو چه کرده ای که با تو شده عشق تار و پودم تو چه کرده ای که عمری ست پی تو در سجودم تو چه کرده ای که عمری ز پی ات دویده ام من به خدا قسم که با تو به خدا رسیده ام من چه شکسته ایستادی په شکسته تر پریدی به طواف عاشقان حرم خدا رسیدی علیرضا قزوه
-
4:22دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر کز آتش درونم دود از کفن برآید بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید حافظ
-
5:29نمی دانم چه می خواهم بگویم زبانم در دهان باز بسته است در تنگ قفس باز است و افسوس که بال مرغ آوازم شکسته است نمی دانم چه می خواهم بگویم غمی در استخوانم می گدازد خیال ناشناسی آشنا رنگ گهی می سوزدم گه می نوازد پریشان سایه ای آشفته آهنگ ز مغزم می تراود گیج و گمراه چو روح خوابگردی مات و مدهوش که بی سامان به ره افتد شبانگاه درون سینه ام دردی ست خونبار که هم چون گریه می گیرد گلویم غمی آشفته دردی گریه آلود نمی دانم چه می خواهم بگویم هوشنگ ابتهاج
-
7:46همه عمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد دگران روند و آیند و تو هم چنان که هستی سعدی تو اگه پرنده باشی چشای من آسمونه راز پرکشیدنت رو کسی جز من نمی دونه واسه من سخته که بی تو بنویسم مشق پرواز با صدای ساز خسته ، تر کنم گلوی آواز من و تو گرچه اسیریم ، حیفه از غصه بمیریم بیا تا آخر دنیا بشینیم و پر نگیریم جای پر زدن زمین نیست توی قلب آسمونه قصه ی مرگ و جدایی ، تو کتابا جا می مونه نگو عمرمون تموم شد بعد از این دیگه غمی نیست بیا فردا رو بسازیم این که فرصت کمی نیست اشک پاکتو نگه دار واسه غسل تن پرواز زنده کن صدای سازو که رسیده وقت آواز مزدا شاهانی
-
2:19بر آتش تو نشستیم و دود شوق برآمد تو ساعتی ننشستی ، که آتشی بنشانی سعدی
-
7:55مرو ای دوست مرو ای دوست مرو از دست من ای یار که منم زنده به بوی تو به گل روی تو مرو ای دوست مرو ای دوست بنشین با من و دل بنشین تا برسم مگر به شب موی تو تو نباشی چه امیدی به دل خسته ی من تو که خاموشی بی تو به شام و سحر چه کنم با غم تو مرو ای دوست مرو ای دوست مرو از دست من ای یار که منم زنده به بوی تو به گل روی تو بنشین تا بنشانی نفسی آتش دل بنشین تا برسم مگر به شب موی تو چه کنم با دل تنها که نشد باور من تو و ویرانی ، خاموشی کوهم اگرچه کنم با غم تو چه کنم با دل تنها چه کنم با غم دل چه کنم با این درد دل من ای دل من اهورا ایمان


کاربر مهمان