آلبوم سرودهایی با اجرای گروه کر و ارکستر با مضمون سرداران شهید.
در این آلبوم قطعات بی کلام سرودها هم وجود دارند.
در این آلبوم قطعات بی کلام سرودها هم وجود دارند.
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
5:40گل خون دمد از دم امت ما ز دیانت ما ز سیاست ما به حقیقت حق به مقام حسین بگرفته جلا به پیام حسین همه لشکر حق همه مردم ما ز طریق ادب ز جمال صفا نام محلاتی چو گل در محور حق بر انقلاب راستین بخشیده رونق خون کلهدوز است زیب رایت ما مات است چشم عالمی از همت ما خون بروجردی و افشردی در این راه زیب و جلا بخشیده بر این باغ و گلزار شده نام خوش متوسلیان زیور گرفت از نام همت سنگر حق فتح نهایی شد نصیب لشکر حق چون میثمی و کاظمی با حشمت و فر دادند جان در راه حق با امر رهبر از خون پاک کلهر آن سردار آزاد سرسبز شد نخل بلا تا روز میعاد باید ز حق جست گلبانگ تکبیر شد خون پاکان غالب به شمشیر
-
5:35
-
5:12محبوب کردستان و یار اهل دل بود شور خمینی در وجودش مشتعل بود از خون پاکش لاله ی امید سر زد مرغ روانش بر رواق عشق پر زد بر آستان دولت جاوید قرآن زد رایت فتح و ظفر، گل در گلستان بر برج دین تابید مهر عالم آرا سرسبز شد مهد ولا در باغ دنیا از خون پاک سربداران دلاور جوشید یاس و لاله و ریحان و ابقر ایران سراسر روضه ی خلد برین شد برپا لوای دولت مستضعفین شد حق باوران نهضت خون رنگ قرآن در راه استقرار دین گشتند قربان شد کاظمی چون شاهدان کربلایی در جبهه ی حق، در ره قرآن فدایی محبوب کردستان و یار اهل دل بود شور خمینی در وجودش مشتعل بود از خون پاکش لاله ی امید سرزد مرغ روانش بر رواق عشق پر زد از خاک کردستان خروش ناله برخاست در گلستان عشق، طرحی نو بیاراست یادش همیشه سرفراز و جاودان باد سرشار فیض حضرت حق در جنان باد
-
5:12
-
4:29با یاد سرداران باایمان اسلام از جبهه های جنگ در آن طرفه ایام از جلوه ی سیمای آن آزادمردان آلاله های گلشن جاوید قرآن با قدرت ایمان مردان دلاور راز و نیاز عاشقان در قلب سنگر از نغمه های دلنواز و عارفانه از ذکر و تسبیح و مناجات شبانه از ناله ی جانسوز شب خیزان عاشق از سجده های شکرشان تا صبح صادق آنان که از ایثارشان حیران جهان است از سعی شان خاک وطن، رشک جنان است مانند کلهر آن جوانمرد خدایی آن پیشتاز عاشقان کربلایی شست از پی احیای دین از جان خود دست با کاروان عشق بر محبوب پیوست شد خون پاکش، سیل خروشان کاخ ستم را بنمود ویران
-
4:30
-
6:12یک کاروان خونجامگان کربلایی با آن سفیر سرفراز کبریایی معراج را در موج خون آغاز کردند با بال خونین بر فلک پرواز کردند در جمع سرداران با ایمان و تقوا از راه پویان گلستان تولی در جمع سرداران باایمان و تقوی عشق محلاتی به میثاق خمینی بودی زبانزد بین یاران حسینی آن عالم روشنگر و آگاه فرزاد یار امام عارفان در مکتب داد در لشکر حق افضلی صاحب قدم بود فضل الهی دانشور و اهل قلم بود آب بقا از خانه ی او بود جاری در سنگر حق بود گرم خون نگاری پیر مراد عاشقان بودی مرادش می خواست تا با او فتد حشر و معادش یک کاروان خون جامگان کربلایی با آن سفیر سرفراز کبریایی معراج را در موج خون آغاز کردند با بال خونین بر فلک پرواز کردند لاهوتیان چون آگه از این حال گشتند او را محیا بهر استقبال گشتند تا نقش عاشوراییان اعلام گردد ایثارشان آیینه ی اسلام گردد
-
6:10
-
3:16آنان که لوح عشق را شیرازه بستند سرشار و مست از باده ی صبح الستند از باده ی توحید با صدق و ارادت پیمانه بگرفتند و پیمان با تو بستند از جمله ی هستی رشته ی الفت بریدند حال آن که دل بر حلقه ی زلف تو بستند یک دم در پیش خصم قامت خم نکردند تا قید استعمار را از هم گسستند در مکتب فضل تو درس عشق خواندند آنک مرید آن مراد حق پرستند چون میثمی چون میثمی آن حجت الاسلام آگاه با ناخدای کشتی قرآن نشستند در مذهب عشق این بلندآوازه مردان تا صبح محشر سرخوش و ساغر به دستند در دولت حق این خداجویان سرمست با سنگ غم آیینه ی دل را شکستند
-
3:16


کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان