مرثیه ی عاشورایی
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
5:00باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است این صبح تیره باز دمید از کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله در هم است گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب کاشوب در تمامی ذرات عالم است گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست این رستخیز عام که نامش محرم است در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند گویا عزای اشرف اولاد آدم است خورشید آسمان و زمین نور مشرقین پرورده? کنار رسول خدا حسین خواننده: گروه تواشیح اهل بیت
-
4:12ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای از کین چه ها در این ستم آباد کرده ای بر تنت این بس است که با عطرت رسول بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای ای زاده ی زیاد، نکرده است هیچکس نمرود این عمل، که تو شداد کرده ای کام یزید داده ای از کشتن حسین بنگر که را به قتل که دلشاد کرده ای بهر خسی که بار درخت شقاوت است در باغ دین چه با گل و شمشاد کرده ای با دشمنان دین، نتوان کرد آن چه تو با مصطفی و حیدر و اولاد کرده ای بر تنت این بس است که با عترت رسول بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای خواننده: محمد اصفهانی
-
2:55چون خون ز حلق تشنه ی او بر زمین رسید جوش از زمین، به ذروهی عرش برین رسید نزدیک شد، که خانه ی ایمان شود خراب از بس شکست ها، که به ارکان دین رسید نخل بلند او چه خسان، بر زمین زدند طوفان به آسمان، ز غبار زمین رسید باد، آن غبار چون به مزار نبی رساند گرد از مدینه، بر فلک هفتمین رسید یکباره جامه، در خم گردون، به نیل زد چون این خبر به عیسیِ گردون نشین رسید پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش از انبیا به حضرت روح الامین رسید نزدیک شد که خانه ی ایمان شود خراب از بس شکست ها که به ارکان دین رسید خواننده: میثم اکبری
-
3:55ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند یک باره بر جریده? رحمت قلم زنند ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر دارند شرم کز گنه خلق دم زنند آه از دمی که با کفن خونچکان ز خاک آل علی چو شعله? آتش علم زنند فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت گلگون کفن به عرصه? محشر قدم زنند جمعی که زد بهم صفشان شور کربلا در حشر صف زنان صف محشر بهم زنند از صاحب حرم چه توقع کنند باز آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل خواننده: محمد معتمدی
-
3:10بر حربگاه، چون ره آن کاروان فتاد شور نشور واهمه را در گمان فتاد هم بانگ نوحه، غلغله در شش جهت، فکند هم گریه، در ملایک هفت آسمان فتاد هرجا که بود آهویی، از دشت پا کشید هرجا که بود طایری، از آشیان فتاد شد وحشتی، که شور قیامت زِ یاد، رفت چون چشم اهل بیت، بر آن کشتگان فتاد هرچند بر تن شهدا چشم، کار کرد بر زخم های کاری تیغ و سنان، فتاد ناگاه چشم دختر زهرا، در آن میان بر پیکر شریف امام زمان فتاد بی اختیار نعره ی هذا حسین از او سر زد، چنانکه آتش از آن، در جهان فتاد پس با زبان پر گله، آن بضعه ی بتول رو در مدینه کرد، که یا ایهاالرسول خواننده: محمد معتمدی
-
3:33پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول این کشته? فتاده به هامون حسین توست وین صید دست و پا زده در خون حسین توست این نخل تر کز آتش جان سوز تشنگی دود از زمین رسانده به گردون حسین توست این ماهی فتاده به دریای خون که هست زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست این غرقه محیط شهادت که روی دشت از موج خون او شده گلگون حسین توست این خشک لب فتاده دور از لب فرات کز خون او زمین شده جیحون حسین توست این شاه کم سپاه که با خیل اشگ و آه خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست این قالب طپان که چنین مانده بر زمین شاه شهید ناشده مدفون حسین توست خواننده: محمد اصفهانی


کاربر مهمان
کاربر مهمان