display result search
منو

قطره های باران

  • 10 قطعه
  • 3':20" مدت زمان
  • 4740 دریافت شده
اثری از کیخسرو، سهراب و تهمورث پورناظری با صدای علیرضا قربانی
تار، بربت، دف: تهمورث پورناظری
کمانچه، سه تار، دوتار: سهراب پورناظری
سنتور: مهیار طریحی
سه تار: کاوه گرایلی
چنگ: امی ویلکینز
ویولن: استفنی بیبو، فیلیپ برزینا، پیام طونی
ویولا: پیام طونی، امید اسدی
ویولنسل: سورن ساتر
کنترباس: اسکات پادن
ساز کوبه ای: شهاب پارنج، همایون نصیری
کلارینت: سایوری شفیعی
گیتارباس: آرین کشیشی
تکنواز ویولون: تینا جامه گرمی

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • آهنگساز: تهمورث پورناظری و سهراب پورناظری با درد بساز چون دوای تو منم در کس منگر که آشنای تو منم گر کشته شوی مگو که من کشته شدم شکرانه بده که خونبهای تو منم دل در بر من زنده برای غم توست بیگانه خلق و آشنای غم توست لطفی است که میکند غمت با دل من ور نه دل تنگ من چه جای غم توست باز آمدم و برابرت بنشستم احرام طواف گرد رویت بستم هر پیمانی که بی‌تو با خود بستم چون روی تو دیدم همه را بشکستم مولوی
  • آهنگساز: تهمورث پورناظری تنظیم: سهراب پورناظری ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی او شوریده گردد عقل او آشفته گردد خوی او در عشق چون مجنون شود سرگشته چون گردون شود آن کو چنین رنجور شد نایافت شد داروی او معشوق را جویان شود دکان او ویران شود بر رو و سر پویان شود چون آب اندر جوی او بنگر یکی بر آسمان بر قله روحانیان چندین چراغ و مشعله بر برج و بر باروی او ای ماه رویش دیده‌ای خوبی از او دزدیده‌ای ای شب تو زلفش دیده‌ای نی نی و نی یک موی او داند دل هر پاک دل آواز دل ز آواز گل غریدن شیر است این در صورت آهوی او من چند گفتم های دل خاموش از این سودای دل سودش ندارد های من چون بشنود دل هوی او ای ماه رویش دیده‌ای خوبی از او دزدیده‌ای ای شب تو زلفش دیده‌ای نی نی و نی یک موی او مولوی
  • بر اساس ملوی: حمید متبسم آهنگساز: تهمورث پورناظری ای دل شکایت‌ها مکن تا نشنود دلدار من ای دل نمی‌ترسی مگر از یار بی‌زنهار من اندازه خود را بدان نامی مبر زین گلستان این بس نباشد خود تو را که گه شوی از خار من یادت نمی‌آید که او می کرد روزی گفت گو می گفت بس دیگر مکن اندیشه گلزار من چون مهر دیدم رای او افتادم اندر پای او گفتم نباشم در جهان گر تو نباشی یار من مولوی
  • آهنگساز: تهمورث پورناظری تنظیم: سهراب پورناظری جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بود گر تو ستم کنی به جان از تو ستم روا بود هر که حدیث جان کند با رخ تو نمایمش عشق تو چون زمردی گر چه که اژدها بود جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را از زعفران روی من رو می‌بگردانی چرا هر که رخش چنین بود شاه غلام او شود گر چه که بنده‌ای بود خاصه که در هوا بود این دل پاره پاره را پیش خیال تو نهم گر سخن وفا کند گویم کاین وفا بود مولوی
  • آهنگساز: تهمورث پورناظری تنظیم: سهراب پورناظری ای قطره های باران با جوی ها بگویید کان ره رو غم آلود زین رهگذر کجا رفت ای جوی های آرام از رودها بپرسید زین راه راز پیوند آن همسفر چرا رفت ای رودهای سرکش کاشفته و سبک پوی آغوش می گشایید دریای بی کران را آنجا که بی نهایت در بیکران غنوده است از موجها بجویید آن راز جاودان را آنجا که بی نهایت در بیکران غنود است از موج ها بجویید آن راز جاودان را ای قطره های باران ای جویبار آرام ای رود های سرکش وی بحر بکرانه سرگشته و ملولم در دشت خاطر خویش آیا شما ندارید زان بی نشان نشانه پرتو کرمانشاهی

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی