display result search
منو

زورق مهتاب

  • 10 قطعه
  • 6':11" مدت زمان
  • 110 دریافت شده
موسیقی دستگاهی
آهنگساز : محمد ساعد
خواننده : عبدالحسین مختاباد
شاعر : عباس کی منش ( مشفق کاشانی )؛ سعدی ؛ ابراهیم بن بزرگمهر عراقی؛ حسین صفا و حسین لاهوتی .

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 9:11
    نشاندی آتشم بر جان کجایی فشاندی اشکم از مژگان کجایی همه دردم همه دردم همه درد کجایی ای مرا درمان کجایی من آن سرگشته در خود چون غبارم که سرگردان به دشت و کوهسارم مگر یابم تو را ای جان هستی به یادت سر به صحرا می گذارم عزیزون از غم و درد جدایی به چشمونم نمونده روشنایی گرفتارم به دام غربت و درد نه یار و همدمی نه آشنایی تو دریایی و من آوای عودم خروش موج در ساز وجودم کنون افتاده در گرداب عشقت کجا باشد غم بود و نبودم سحر روی تو را در خواب دیدم به باغ آینه بر باد دیدم نشستم در کنار جویباران تو را در زورق مهتاب دیدم عباس کی منش ( مشفق کاشانی )
  • 4:48
    ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود وان دل که با خود داشتم با دلستانم می رود من مانده ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او گویی که نیشی دور از او در استخوانم می رود مهمل بدار ای ساربان تندی مکن با کاروان کز عشق آن سرو روان گویی روانم می رود او می رود دامن کشان ، من زهر تنهایی چشان دیگر مپرس از من نشان ، کز دل نشانم می رود با آن همه بیداد او وین عهد بی بنیاد او در سینه دارم یاد او ، یا در زبانم می رود باز آی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می رود در رفتن جان از بدن ، گویند هر نوعی سخن من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود سعدی
  • 2:16
    قطعه ی بی کلام ارکسترال
  • 4:49
    ای دل و جان عاشقان ، شیفته ی جمال تو هوش و روان بی دلان ، سوخته ی جلال تو کام دل شکستگان دیدن توست هر زمان راحت جان خستگان ، یافتن وصال تو دست تهی به درگهت ، آمده ام امیدوار روی نهاده بر درت ، منتظر جمال تو خود به دو چشم مشرقی ، خال گذر نمی کند ور نه به خواب دیدمی گو که شبی وصال تو ابراهیم بن بزرگمهر عراقی
  • 5:33
    ای همدم دل روشنی جان شاد است ز رویت ، پیوسته دل ما ای دیده ی عاشق به رخسار تو حیران بلبل ز گلزار کند قصد تو ای جان تو روح و روانی آرامش جانی ای مهر دل افروز ، نگر حالت ما را دانم که تو آگاه ز اسرار نهانی تا دیده ی جان محو گل روی تو باشد دل قبله گهش طاق دو ابروی تو باشد ای بلبل خوش نوا در صدر چمن بر آ با نغمه ی جان فزا بلبل چمن از نوا تا مهر تو در آب و گل ماست گلزار رُخت نقش دل ماست حسین صفا ( در این قطعه ، از گروه کر هم استفاده شده است )
  • 5:06
    بی کلامِ تصنیفی با همین نام
  • 7:08
    بده سافی آئینه آفتاب که بیدار شد چشم نرگس ز خواب چمن در چمن لاله در لاله باز گشودند راز شکفتن به ناز نوائی دگر جمع مستان زدند حدیث دل ما به دستان زدند سحر خیمه افراشت در باغ نور که گل ریخت در برکههای بلور گذر کردند سوسن و یاسمن به سنبل ز نو داد تاب و شکن چو بر مخمل سبزه دامن گشود در باغ فردوس بر من گشود پراکند در کوچه باغ خیال گل یاد او عطر یاس وصال بده ساقی آن جام گیتی فروز که شب را فرود آرد از بام روز به یک جرعه مستم کند مست مست به میخانه عشق ساغر بدست به بویش خزانم بهاری شود همآوای بلبل، قناری شود بیا ساقی ای نغمه پرداز عشق بزن زخمهای تازه بر ساز عشق در این پرده سر کن نوایی دگر نوایی نوایی ز جایی دگر به هر شب به آهی از او یاد کن دل و جان ز بند غم آزاد کن عباس کی منش ( مشفق کاشانی )
  • 9:10
    از مشرق دل سر زدی ای آفتاب جان من خورشید تابان منی ، ای لاله ی بستان من سوزم ببین ، سازم شنو در پرده آوازم شنو رازم شنو رازم شنو ای جان من ، جانان من تا سوختی بال و پرم ، بنگر چه آمد بر سرم چشم انتظاری بر درم ، درد تو شد درمان من سرمست اگر در آیی ، عالم به هم بر آید خاک وجود ما را گرد از عدم بر آید گر پرتوی ز رویت در کنج خاطر افتد خلوت نشین جان را ، آه از حرم بر آید گفتی به کام روزی ، با تو دمی بر آرم آن کام بر نیامد ، ترسم که دم بر آید هر دم ز سوز عشقت سعدی چنان بنالد کز شعر سوزناکش دود از قلم برآید بی بال و پر پروانه ام ، وز خویشتن بیگانه ام لبریز شد پیمانه ام ، مشکن دگر پیمانه ام ای مهر من ، ای ماه من ، وی رهنمای راه من اشکم ببین و آه من ، وین دیده ی حیران من عباس کی منش ( مشفق کاشانی ) و سعدی
  • :
    قطعه ی بی کلام ِ ارکسترال
  • 6:11
    باده ی شوق کشیدیم ز پیمانه ی عشق بیخود از خویش فتادیم به میخانه ی عشق مژده ای دوست که آمد به چمن بلبل شیدا قد بر افراشت به عالم ، سرو دل آرا باده ی شوق کشیدیم ز پیمانه ی عشق بیخود از خویش فتادیم به میخانه ی عشق شعله با خون گلو بر دل افلاک زدند گر شباویز شبی سر کند افسانه ی عشق شور دیگر به سر افتاد که در خانه ی دل جان شده نقش نگار رخ جانانه ی عشق ز آتش شوق چو پروانه ی بی پروا سوخت آن که با سوز درون یافته پروانه ی عشق عشق باید گوید بر عاشقان دل گردد شادان ای جان جان ، جان جان حسین لاهوتی در اجرای این تصنیف ، از گروه کر هم استفاده شده است .

مشخصات موسیقی

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

  • کاربر مهمان
    لطفا اسم شاعر را اصلاح بفرمایید، حسین لاهوتی متخلص به صفا تا با حسین صفا شاعر آهنگ های محسن چاووشی اشتباه گرفته نشود.
  • کاربر مهمان
    بده ساقی آیینه ی آفتاب که بیدار شد چشم نرگس ز خواب

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی