اثر سمفونیک ساخته احمد بیان با آواز جمال الدین منبری
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
3:42چون بحر وجود آمده بیرون ز نهفت کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت هرکس سخنی از سر سودا گفته است زان روی که هست کس نمیداند گفت آنانکه محیط فضل و آداب شدند در جمع کمال، شمع اصحاب شدند ره زین شب تاریک نبردند به روز گفتند فسانه ای و در خاک شدند
-
2:56آن قصر که بر چرخ همی زد پهلو بر درگه آن شهان نهادندی رو دیدند که بر کنگرهاش فاخته ای بنشسته و می گفت که کوکو کوکو اجرام که ساکنان این ایوانند اسباب تردد خردمندانند هان تاسر رشته ی خرد گم نکنی کانان که مدبرند سرگردانند
-
4:54ای کاش که جای آرمیدن بودی یا این ره دور را رسیدن بودی کاش از پی صد هزار سال از دل خاک چون سبزه امید بر دمیدن بودی گر بر فلکم دست بودی چون یزدان برداشتمی چنین فلک را ز میان از نو فلکی دگر چنان ساختمی کازاده بکام دل رسیدی آسان
-
1:04ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم این یک دم عمر را غنیمت شمریم فردا که از این دیر کهن در گذریم با هفت هزار سالگان سر بسریم
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
