display result search
منو

خیام

  • 4 قطعه
  • مدت زمان
  • 879 دریافت شده
اثر سمفونیک ساخته احمد بیان با آواز جمال الدین منبری

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • چون بحر وجود آمده بیرون ز نهفت کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت هرکس سخنی از سر سودا گفته است زان روی که هست کس نمی‌داند گفت آنانکه محیط فضل و آداب شدند در جمع کمال، شمع اصحاب شدند ره زین شب تاریک نبردند به روز گفتند فسانه ای و در خاک شدند
  • آن قصر که بر چرخ همی زد پهلو بر درگه آن شهان نهادندی رو دیدند که بر کنگره‌اش فاخته‌ ای بنشسته و می‌ گفت که کوکو کوکو اجرام که ساکنان این ایوانند اسباب تردد خردمندانند هان تاسر رشته ی خرد گم نکنی کانان که مدبرند سرگردانند
  • ای کاش که جای آرمیدن بودی یا این ره دور را رسیدن بودی کاش از پی صد هزار سال از دل خاک چون سبزه امید بر دمیدن بودی گر بر فلکم دست بودی چون یزدان برداشتمی چنین فلک را ز میان از نو فلکی دگر چنان ساختمی کازاده بکام دل رسیدی آسان
  • ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم این یک دم عمر را غنیمت شمریم فردا که از این دیر کهن در گذریم با هفت هزار سالگان سر بسریم

مشخصات موسیقی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی