آلبومی با صدای بهمن معروفی
آهنگ ها
-
عنوانزمان
-
5:32فرصت بده ای هم نفس تا حرفمو ساده بگم می خوام برات حرف بزنم از اون که دل داده بگم چه خوبه اون لحظه ای که گرمی دستاتو دارم فرصت بده فرصت بده که لحظه ها غنیمته باور بی کسی من دیدن تو یه عادته دلم می خواد به دفتر خاطره ها نظر کنی تو آسمون عشقمون بار دیگه خطر کنی اگر که فرصتی بدی همون باز قدیمی ام تو فصل غنچه های عشق عاشقم و صمیمی ام تو آسمون دل من بیا و یک پرنده باش تو فصل سرد بی کسی روی لبام تو خنده باش چه خوبه که با تو باشم تو آسمون پر بگیرم فصل دوباره بودنو پیش تو از سر بگیرم بهمن معروفی
-
4:12هیچکسی به غیر تو مونس درد من نبود همدم تنهایی تو شب های سرد من نبود چی میشه باز به دلم امید فردایی بدی این همیشه خسته رو تو لحظه هات جایی بدی حالا که میخوای بری با دل من بازی نکن نگو برمیگردی باز این دلمو راضی نکن میری و خاطره بودنتو جا میذاری منو با آرزوهام دوباره تنها میذاری برو شاید زمونه یه روز مارو آشتی بده باز خبر از اون روزایی که دوسم داشتی بده دل و راهی می کنم باز پی خورشید چشات تا که برگردی میشینم لب ایوون چش به رات بهمن معروفی
-
5:29تو رفتی و دل من شب دلواپسی شد تو بهت تلخ غربت اسیر بی کسی شد تو با حس غرورت منو در من شکستی مثل یه بغض سنگین توی چشمام نشستی بعد تو گریه هامو برای کی بخونم تو جاده چش به راهت چه کس باید بمونم برایم زنده بودن دیگه معنا نداره شب دلتنگی من طعم فردا نداره تو رفتی از غم تو شده ابری هواسم من از بی تکیه گاهی همیشه در هراسم دلم تنگه برای روزای با تو بودن نمیدونی چه سخته تو غربت دل سپردن رضا عبدالهی
-
3:57تو قصه ها رفت اون روزا رفت کاش اون روزا همیشگی بود فریاد از این دل های خسته غمی که بر دلم نشسته از این زمونه داد و فریاد فریاد از عمر رفته بر باد روزای خوب بچگی مون پر از صفا و سادگی بود تو نیستی اما مونده یادت تو فصل سبز خاطراتم با تو پر از ترانه بودم بدون تو من کیش و ماتم اگرچه دست سرد غصه پنجره دل هارو بسته اون طرف ابرای پائیز خورشید تابستون نشسته بذار که دست گرم خورشید پاره کنه پرده ابرو رفاقتامون سر بگیره بسازیم زندگی رو از نو شروین


کاربر مهمان
کاربر مهمان