display result search
منو

غریبستان

  • 7 قطعه
  • 22':35" مدت زمان
  • 4890 دریافت شده
اثری در دستگاه نوا با آهنگسازی جلیل عندلیبی و تکنوازی تار هوشنگ ظریف
جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی
بازآ تو از این غربت تا چند پریشانی
صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم
یا راه نمی‌دانی یا نامه نمی‌خوانی
بازآ که در آن محبس قدر تو نداند کس
با سنگ دلان منشین چون گوهر این کانی
مولوی

ساقیا! بده جامی، زان شراب روحانی
تا دمی برآسایم زین حجاب ظلمانی
طره ی پریشانش دیدم و به دل گفتم
این همه پریشانی بر سر پریشانی
بی‌وفا نگار من، می‌کند به کار من
خنده‌های زیر لب، عشوه‌های پنهانی
دین و دل به یک دیدن، باختیم و خرسندیم
در قمار عشق ای دل، کی بود پشیمانی؟
ما سیه گلیمان را جز بلا نمی‌شاید
بر دل بهائی نه هر بلا که بتوانی
شیخ بهایی

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی مولوی
  • جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی بازآ تو از این غربت تا چند پریشانی صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم یا راه نمی‌دانی یا نامه نمی‌خوانی بازآ که در آن محبس قدر تو نداند کس با سنگ دلان منشین چون گوهر این کانی مولوی ساقیا! بده جامی، زان شراب روحانی تا دمی برآسایم زین حجاب ظلمانی طره ی پریشانش دیدم و به دل گفتم این همه پریشانی بر سر پریشانی بی‌وفا نگار من، می‌کند به کار من خنده‌های زیر لب، عشوه‌های پنهانی دین و دل به یک دیدن، باختیم و خرسندیم در قمار عشق ای دل، کی بود پشیمانی؟ ما سیه گلیمان را جز بلا نمی‌شاید بر دل بهائی نه هر بلا که بتوانی شیخ بهایی
  • بیا بیا دلدار من دلدار من درآ درآ در کار من در کار من تویی تویی گلزار من گلزار من بگو بگو اسرار من اسرار من ای فخر من سلطان من سلطان من فرمان ده و خاقان من خاقان من چون سوی من میلی کنی میلی کنی روشن شود چشمان من چشمان من هر جا روم با من روی با من روی هر منزلی محرم شوی محرم شوی صبر مرا برهم زدی برهم زدی عقل مرا رهزن شدی رهزن شدی دل را کجا پنهان کنم در دلبری تو بی‌حدی تو بی‌حدی روز و شبم مونس تویی مونس تویی دام مرا خوش آهویی خوش آهویی چون می روی بی‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو وز چشم من بیرون مشو ای مشعله تابان من بی پا و سر کردی مرا بی‌خواب و خور کردی مرا در پیش یعقوب اندرآ ای یوسف کنعان من مولوی
  • بیا بیا دلدار من دلدار من درآ درآ در کار من در کار من تویی تویی گلزار من گلزار من بگو بگو اسرار من اسرار من ای فخر من سلطان من سلطان من فرمان ده و خاقان من خاقان من چون سوی من میلی کنی میلی کنی روشن شود چشمان من چشمان من هر جا روم با من روی با من روی هر منزلی محرم شوی محرم شوی صبر مرا برهم زدی برهم زدی عقل مرا رهزن شدی رهزن شدی دل را کجا پنهان کنم در دلبری تو بی‌حدی تو بی‌حدی روز و شبم مونس تویی مونس تویی دام مرا خوش آهویی خوش آهویی چون می روی بی‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو وز چشم من بیرون مشو ای مشعله تابان من بی پا و سر کردی مرا بی‌خواب و خور کردی مرا در پیش یعقوب اندرآ ای یوسف کنعان من مولوی
  • شد ز غمت خانه سودا دلم در طلبت رفت به هر جا دلم آه که امروز دلم را چه شد دوش چه گفته است کسی با دلم از دل تو در دل من نکته‌هاست آه چه ره است از دل تو تا دلم از طلب گوهر گویای عشق موج زند موج چو دریا دلم مولوی شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری یاران صلای عشق است گر می‌کنید کاری چشم فلک نبیند زین طرفه‌تر جوانی در دست کس نیفتد زین خوبتر نگاری چون من شکسته‌ای را از پیش خود چه رانی کم غایت توقع بوسیست یا کناری می بی‌غش است دریاب وقتی خوش است بشتاب سال دگر که دارد امید نوبهاری در بوستان حریفان مانند لاله و گل هر یک گرفته جامی بر یاد روی یاری چون این گره گشایم وین راز چون نمایم دردی و سخت دردی کاری و صعب کاری هر تار موی حافظ در دست زلف شوخی مشکل توان نشستن در این چنین دیاری حافظ

مشخصات موسیقی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

  • کاربر مهمان
    فوق‌العاده

آلبوم‌هایی از همین سبک

صدای موسیقی